ساحل سبز امید

اصلاحات در آخر به ساحل سبز رسید که امیدمان در آنجا پهلو گرفته

 این عکسهای نرگس است، دختری که پدر و مادرش به دلیل اظهار نظرهای توهم آمیز شان به آقا و خانم متوهم مشهورند.
این عکسها تامل برانگیز از اعتقادات و شیوه زندگی خانواده ای خبر می دهد که پدر و مادر آن خانواده دختران خود را بهترین مشاوران خود در امور فرهنگی، هنری، علمی و اجتماعی می دانند و طبیعی است که در زمینه های یاد شده از آنها مشاوره می گیرند خوب نتیجه معلوم است.

البته خانم متوهم (زهرا رهنورد) با استناد به کلام خدا حجاب را لباس تقوا می داند اما به نظر می رسد به اندازه چندین فرسخ در درک کلام خدا دچار توهم شده.
ناگفته نماند خانم رهنورد ،متوهم در گفتگو با هفته نامه چلچراغ اینگونه درباره حجاب سخن می گوید: "حجاب فرایندی است که بعد از رسیدن به یک دیدگاه تبدیل به حجاب واقعی می شود" و البته این را نیز گفت: که در سال 1355 در آمریکا کتابی با  عنوان "حجاب پیام زن مسلمان" نوشته است.











































































حالا که ایشان حجاب دخترانشان را انتخابی دانسته اند باید پاسخ دهند که دخترانشان از بین چه گزینه هایی حجاب این چنینی را برگزیده اند.



نویسنده : ساحل - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


قائم مقام وزیر اطلاعات روز شنبه در همدان با اشاره به جریان فتنه سال گذشته گفت: دشمنان نظام در فتنه سال گذشته دنبال تقابل با سه عنصر شکل دهنده انقلاب اسلامی یعنی رهبری، روحانیت و معنویت بودند.
'مجید علوی' روز شنبه در آیین نکوداشت پیشگامان انقلاب اسلامی به بیان اهداف دشمنان در فتنه ۸۸ پرداخت و اظهار داشت: فتنه گران و حامیان آنها در خارج از کشور سالها سعی کردند با ایجاد شکاف بین سیاست و معنویت، نقش روحانیت را در کشور تضعیف کنند، ولی بعد از گذشت مدت کوتاهی از فتنه سال گذشته که با شعار مجعول' رای من کجاست' آغاز شد نقاب از چهره دشمنان برداشته شد بطوریکه وقتی شعارهایی را علیه ارکان کشور سر دادند مردم و برخی معترضان هم به اهداف شوم دشمن پی بردند.

وی تصریح کرد: منافقان بر این باور بودند که با تخریب ارکان نظام به عنوان عناصر اصلی پیروزی و تداوم دهنده انقلاب، می توان به راحتی دیگر عناصر را از بین برد.

وی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب در بیست سال گذشته مقتدرانه اجازه ندادند معنویت از سیاست جدا شود افزود: به فرموده رهبری افرادی در جریان فتنه سال گذشته به خاطر منافع شخصی پا به میدان گذاشته و به تقابل با نظام پرداختند.

وی تصریح کرد: دشمنان نظام و دنباله روهای داخلی آنان تمایل داشتند رهبری بر اساس خواسته های آنان عمل کنند، که با درایت رهبری به اهداف پلید خود نرسیدند.

قائم مقام وزارت اطلاعات با تاکید بر ضرورت هوشیاری مردم برای دفاع و حفظ دستاوردهای انقلاب تصریح کرد: برخی با چهره مظلومانه و دوست و بیان حرف های به ظاهر زیبا، به علت داشتن مشکل با نظام اسلامی اهداف شیطانی خود را دنبال می کنند.

وی اضافه کرد: این افراد قبل از روی کار آمدن دولت نهم خواستار عدم توجه نسبت به وقایع لبنان و فلسطین بودند و انقلاب جهانی را امری ناممکن می دانستند.

وی با بیان اینکه این انقلاب با هیچ انقلاب و تحرک سیاسی دیگری قابل مقایسه نیست گفت: انقلاب اسلامی به برکت سه عنصر اساسی پیروز شد.

وی افزود: عناصر فرهنگ غنی الهی، سازمان انقلاب و ولایت فقیه وجه تفکیک کننده انقلاب ایران با سایر تحرکات سیاسی و اجتماعی جهان است.

وی در ارتباط با فرهنگ غنی الهی گفت: روح و جان مبارزان انقلاب با فرهنگ اهل بیت (ع) عجین و یکپارچه شد.

قائم مقام وزارت اطلاعات با بیان اینکه این جامعه برگرفته از سازمان قدرتمندی است که تمامی اجزای آن در لایه های اجتماعی ورود پیدا کرده، افزود: سازمان روحانیت بعد از ائمه معصومین (ع) اداره امور اجتماعی مردم را بر عهده گرفت و بسیاری از مشکلات را حل کرد.

وی ادامه داد: ارتباط عمیق بین رهبری و مردم و تبعیت مردم از ولایت مطلقه فقیه در هدایت و انسجام بخشی مسیر انقلاب تاثیر گذار است.

** تحرک مردم تونس زمینه ساز خروش عمومی شد

وی در ادامه این آیین به تحلیل وقایع خاورمیانه پرداخت وگفت: تونس در بین تمامی کشورهای اسلامی به لحاظ مبانی فرهنگی ضعیف ترین کشور است که به عنوان نمونه می توان به برخورد با بانوان محجبه و ممانعت از مسجد رفتن مومنان اشاره کرد.

وی علت شکل گیری یک حرکت اجتماعی در این کشور را تراکم عقده حقارت، سرکوب خواسته ها و نیازهای این ملت دانست که هم اکنون این حرکت در راستای تحقق حداقل های مورد نیاز مردم این کشور شکل گرفته است.

وی تصریح کرد: در حال حاضر با شدت یافتن تحرکات مردم تونس تنها روسای سطح بالا برکنار شده و چند نفر دیگر منصوب شدند که این نشان دهنده تسلیم شدن مردم این کشور در مقابله با برنامه‌ریزی‌هاست.

قائم مقام وزیر اطلاعات اضافه کرد: حرکت مردم تونس گرچه نتیجه قوی و خروجی مطلوبی به همراه نداشت ولی موجب ایجاد تحرکات دیگری در منطقه خاورمیانه به ویژه در مصر شد و به تعبیر دیگر موضوع تونس جرقه ای برای تحرکاتی در مصر شد.

علوی افزود: اعتراض گسترده و تحرک مردم مصر به سیاست های نادرست مبارک برای بسیاری از سیاسیون غیر قابل پیش بینی بود و دستگاه های اطلاعاتی مصر غافلگیر شدند.

وی خاطر نشان کرد: چند جوان مبارز تحت تاثیر حرکت مردم تونس قیام کرده و مردم و احزاب و رهبران سیاسی با مشاهده کردن این تحرک با همسو شدن با آنان در کنار جوانان ایستاده و موج عظیمی خلق کردند.

قائم مقام وزیر اطلاعات تصریح کرد: فقدان سه عنصر رهبری، روحانیت و توسل به فرهنگ اهل بیت (ع) این قیام گسترده را نیز همانند قیام مردم تونس آسیب پذیر کرده است.

علوی افزود: شاید انقلاب مردم مصر به همه اهداف پیش بینی شده نرسد ولی به طورحتم زمینه اوج گیری انقلاب را مهیا می کند.


نویسنده : ساحل - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


رخی از شواهد و قرائن این تردید را پیش می آورد که گویی شبکه اطلاعاتی- فرهنگی سازمان جاسوسی CIA که شاخه ای از آن توسط «سیامک پورزند» در ایران اداره می شد و با بازداشت و محکومیت وی در سال ۱۳۸۰ منهدم گشت، مجددا به فعالیت در عرصه هنر و سینما روی آورده است.

پس از جشن سالانه «انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران» که در آن با حمایت مالی «شهرداری تهران» از کارگزاران فرهنگی «حزب رستاخیز» و اعضاء این شبکه تجلیل شد، این بار در «نخستین جشن رسانه های سینمایی» که با حضور مدیرکل «نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد اسلامی» و مشارکت «حوزه هنری» برگزار شد، مجددا همین اتفاق رخ داد.

«امید روحانی» دبیر سرویس هنری روزنامه «رستاخیز» در رژیم ستم شاهی که پس از بازداشت پورزند یکی از متهمان اصلی این پرونده امنیتی بود، در این جشن جایزه گرفت و از وی به عنوان «پیشکسوت روزنامه نگاری و نقد سینمایی» تجلیل شد! روحانی در سالیان گذشته از اصلی ترین مبلغان «سینمای سیاه جشنواره ای» بوده و با نشریات زنجیره ای وابسته به فتنه گران همکاری گسترده داشت. همچنین در «نخستین جشن رسانه های سینمایی» از «پرویز نوری» که در رژیم ستم شاهی از عوامل اصلی ساخت فیلم های مستهجن و سکسی (مانند فیلم های «رشید» و «یک خوشگل و هزار مشکل») بود و از دهه ۱۳۴۰ با مشارکت «سیامک پورزند» به انتشار مجله مبتذل «ستاره سینما» پرداخت، به عنوان «روزنامه نگار پیشکسوت» تقدیر شد.
جالب است که جایزه وی توسط «مسعود کیمیایی» (فیلم فارسی ساز مبتذل و همسر سابق گوگوش که سال ۱۳۸۰ همراه وی از ایران به کانادا گریخت و وی را علنا در کنسرت های خارجی اش همراهی می کرد) اهداء شد! شب گذشته (جمعه) نیز در افتتاحیه بیست و نهمین «جشنواره فیلم فجر» مراسم «بزرگداشت» کیمیایی توسط معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد!
این سلسله اتفاقات تکان دهنده و تجلیل از عناصر تابلودار «حزب رستاخیز»، شبکه اطلاعاتی پورزند و هنرمندان مبتذل که اکنون در جشن های به اصطلاح فرهنگی و هنری- آن هم در ایام الله دهه فجر- در حال تکرار است، روند نگران کننده ای را تداعی می کند.
اما پس از اتفاقات یاد شده، جمعه شب در مراسم افتتاحیه بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر نیز از مسعود کیمیایی تجلیل شد.
کیمیایی پس از حضور به روی صحنه، ناگهان رو به حضار و در همراهی و هماهنگی با دشمنان خارجی نظام به تعریف و تمجید از جعفر پناهی- فیلمساز مجرم- پرداخت. این فیلمساز همان کسی است که سال گذشته به عنوان مدافع ضدانقلاب و عوامل فتنه پای در میدان گذاشت و تصاویری از پیاده نظام کودتای مخملین را در پایان بندی فیلم خود گنجانید.
یادآور می شود جعفر پناهی، هنگامی به دست عناصر امنیتی دستگیر شد که به سفارش مدیران بیرونی فتنه در زیرزمین خانه اش مشغول مستندنمایی ادعاهای پوچ مهدی کروبی درباره شکنجه عوامل میدانی فتنه ۸۸ بود.
پناهی در خارج از کشور به همراه چند سینماگر صهیونیست و در مصاحبه با رسانه های بیگانه علیه مردم ایران به عقده گشایی نشست.
هنوز معلوم نیست گردانندگان جشنواره بین المللی فیلم فجر، چه تناسبی میان کیمیایی و انقلاب و سینمای ناب ایران دیده اند که در بزرگترین رویداد سینمایی کشور، به تجلیل از وی روی آورده اند؟!


نویسنده : ساحل - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


بقایای خانواده شاه مخلوع ایران رایزنی هایی را برای پذیرش 'مبارک' در یکی از ایالت های آمریکا، بین قاهره و واشنگتن آغاز کرده اند.

منابع مطلع روز شنبه گفتند، رضا پهلوی و فرح همسر شاه مخلوع ایران طی ۲۴ گذشته تماس های تلفنی مستقیم با حسنی مبارک داشته اند.

گفته می شود، خانواده رژیم پهلوی که خود را مدیون انور سادات رییس جمهوری سابق مصر و حسنی مبارک می دانند مامور شده اند در محافل سیاسی آمریکا دست به رایزنی های گسترده ای برای زمینه سازی پناهندگی وی بزنند.

این در حالیست که گزارش های دریافتی از نیویورک نیز حاکیست طی ۲۴ ساعت گذشته که سقوط رژیم مبارک بر سر زبان ها افتاده، لابی صهیونیسم و سناتورهای صاحب نفوذ در دولت اوباما برای تضمین آینده مبارک پس از فرار وی از قاهره تلاش چشمگیری را آغاز کرده اند.

طی ۳۰ سال گذشته مسوولان مصری از جمله مبارک وظیفه حفاظت از قبر شاه مخلوع را در قاهره برعهده داشتند.

تلاش های جاری خانواده پهلوی به منظور جبران اقدامات حسنی مبارک برای حفاظت از قبر شاه مخلوع است.


نویسنده : ساحل - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


گفتنی است از حدود ده روز پیش که پادشاه سعودی پس از سفر درمانی یک ماه به ایالات متحده آمریکا، به مراکش سفر کرد، تا به امروز هیچ تصویری از وی در رسانه های سعودی یا عربی منتشر نشده است.دقایقی پیش یک منبع آگاه  اطلاع داد که صبح امروز حال ملک "عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود" پادشاه عربستان سعودی که برای گذراندن دوران نقاهت و استراحت در مراکش به سر می برد، وخیم شد.

این منبع آگاه در مورد مرده یا زنده بودن پادشاه سعودی خبری منتشر نکرد و تنها به این موضوع اشاره کرد که حال ملک "عبدالله" صبح امروز به قدری وخیم شد که تیم پزشکی ویژه به محل اقامت وی فراخوانده شد.

گفتنی است از حدود ده روز پیش که پادشاه سعودی پس از سفر درمانی یک ماه به ایالات متحده آمریکا، به مراکش سفر کرد، تا به امروز هیچ تصویری از وی در رسانه های سعودی یا عربی منتشر نشده است.

شایان ذکر است این خبر در حالی منتشر شده که از ساعات اولیه صبح امروز تعداد زیادی از کاربران اینترنتی عربستان سعودی در وبلاگ یا صفحات شخصی خود در سایت های مختلفی همچون فیسبوک، تویتر و غیره به انتشار این خبر پرداخته و آن را به صورت گسترده برای یکدیگر ارسال می کنند.

قابل ذکر است از زمان سفر ملک "عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود" به آمریکا، برادر وی شاهزاده "سلطان بن عبدالعزیز" از نظر قانونی اداره امور عربستان را در دست گرفته اما در واقع کشور را شاهزاده "نایف بن عبدالعزیز" وزیر کشور سعودی که جانشین احتمالی پادشاه فعلی است در دست گرفته است.

در همین حال کارشناسان مسائل سیاسی عربستان سعودی پیش بینی کرده اند که در صورت مرگ پادشاه این کشور، بحران سیاسی و نبرد میان شاهزادگان بر سر جانشینی وی بالا بگیرد. علاوه بر شاهزاده "نایف بن عبدالعزیز"، شاهزاده "بندر بن سلطان" سفیر سابق عربستان در آمریکا و شاهزاده "مقرن بن عبدالعزیز" رئیس فعلی سازمان اطلاعات و امنیت این کشور نیز گزینه های احتمالی برای جانشین ملک "عبدالله" به شمار می روند.

خبر مرگ پادشاه سعودی در حالی منتشر شده که مقامات ارشد این کشور از وقوع قیام یا انتفاضه ای مردمی همانند تونس یا مصر در این کشور به شدت نگرانند به ویژه اینکه شهروندان عربستانی ساکن شهر جده که هفته گذشته سیل به آنان آسیب شدیدی زد، چند روز پیش دست به تظاهرات زده و تهدید کرده اند در صورتی که فورا مشکلاتشان حل نشود، بار دیگر تظاهرات خواهند کرد.

در همین راستا برخی اخبار رسیده از مناطق شیعه نشین عربستان سعودی نیز حاکی از آن است که این احتمال وجود دارد که شیعیان نیز طی چند روز آینده مانند دیگر کشورهای عربی، روزی را به نام "روز خشم" نامیده و با هدف دستیابی به حقوق پایمال شده خود توسط آل سعود، دست به تظاهرات گسترده بزنند.


نویسنده : ساحل - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


برای دانلود فیلم اینجا کلیک کنید

فیلمی  که  مشاهده می شود گوشه ای از رفتار غیر اخلاقی مدعیان یکی از عرفانهای دروغین (دراویش خاکساریه)با برخی به اصطلاح مریدان ناآگاه خود است  بعلت پاره ای از  گفتگوهای وقیحانه و غیر اخلاقی صدای فیلم حذف شده است.

تصوف چیست

تصوف نوعی ایدئولوژی است که از نظر تا عمل واز بینش تا کنش را در بر میگیرد.تفسیر خاص زندگی و نحوه تعامل با حیات دنیوی است.این تفسیر به ادعای صوفیه با روش کشف وشهودتحصیل میگردد.البته پراکندگی و تنوع فرقه های صوفیه و تضاد وتعارض در این جریان انقدر زیاد است که نمیتوان با یک نظر و یک اندیشه آنها را دسته بندی و نقد کرد.ریشه های تصوف از قرن دوم هجری شروع به رشد کرد ودر میان مسلمین رایج شد.تحقیر دنیا فرار از تنعمات وتمام شئون مربوط به زندگی مادی و دنیوی و ریاضت کشی و تحمل شکنجه ها از نکات بارز این دوره میباشد.ایستادگی تصوف در برابر ائمه اطهار علیهم السلام ومخالفت با سیره و روش آنها نشانه اوج تضاد با تفکرات اسلامی در دوران آغازین رشد این جریان بود.خرده گیری تصوف بر ائمه تا جائی پیش رفت که بر امام رضا علیه السلام تاختند که چرا لباس درشت بر تن نمیکنی و غذای خشن نمیخوری.امام فرمود:یوسف پیامبر خدا لباسهای زربفت و قباهای دیبا بر تن داشت.تصوف بدعتی بود که از بین اهل سنت آغاز شد و کم کم به شیعه هم راه یافت.و نخستین صوفی کسی نبود جز ابوهاشم کوفی که امام صادق علیه السلام به شدت با او مخالفت میفرمود.کم کم توسط مسیحیان تفکرات رهبانیت مسیحی به درون این جریان وارد شد و برای جداسازی این جریان از اسلام ناب در شام توسط یک پادشاه مسیحی اولین خانقاه بنیانگذاری شد.واین دوران آغاز صوفی گری بود که بعدها به تصوف امروزی منجر شد

تاریخ صوفیه

در اواخر قرن دوم واوائل قرن سوم هجری بی رمقی بدون غدیر یعنی زندگی بی علی ابن ابی طالب علیه السلام چنان با مشکلات قابل اعتنائی توام شده بود که داعیه داران جانشینی رسول خدا احساس کرده بودند میبایست برای بقای سیاست سقیفه که ضامن بقای سلطنت در مقابل خلافت الهی بود فکری می کردند به رگهای کودتای بعد از پیامبر که می رفت به طور کامل خشک شوند مایه حیات که جسم سقیفه را از ایستادن یا بهتر است بگوئیم فاسد شدن نگه دارد تزریق می نمودند .

و لذا می بینیم این بار هم شاهزاده نصرانی (موسس اولین خانقاه)به جای کعب الاحبار یهودی به فریاد بازماندگان و ادامه دهندگان راه ضد غدیر رسید .راه جدا کرده های خاندان وحی را به استخدام تصوف در آوردند و هر کدام با شیوه ای در گوشه ای به نوعی تصوف را مطرح کردند و با این پدیده نو ظهور جنب و جوش در کانون فکری سقیفه به وجود آوردندکه تا امروز اسلامیان غیر شیعه عزیزش داشته اند و مقدسش شمرده اند .

صوفیان اولیه نه تنها به اشاعه تصوف وظیفه داشتند بلکه مامور بودند تا مردم را از حضور امامان اهل بیت دور سازند چنانکه نوشته اند امام صادق (ع)درباره صوفیان ثوری فرموده اند :از جمله کسانی بوده که مردم را از دین خدا جلوگیری می کرده و مانع می شده است مردم به سوی اهل بیت بروند

قطبیت موروثی

یکی از مباحث مهمی که در تصوف مطرح است مرتبه شخص ومنزلت او برای انتخاب شدن به عنوان قطب است.در قدیم هر کس منزلت بیشتری داشت قطب میشد.اما در برخی از خاندانها این موروثی شده است.در گنابادیه این مقام فامیلی شده است و مثل سلطنت موروثی.در حالیکه در بسیاری از فرقه های دیگر صوفی اقطاب با وجود داشتن فرزند یا برادر بهترین شاگرد خود را انتخاب مینمودند.این اشکال بسیار بزرگی است که باید پاسخ داده شود

بار کج؟

پس از سقیفه بنی ساعده و غصب خلافت از امیر مومنان هر چند توانستند خلافت را غصب کنند اما چهره معنوی اهل بیت همچنان پر تو افشانی میکرد.واین نورانیت و معنویت بنی امیه را که سهمی ار معرفت نداشتند می آزرد.لذا سران بنی آمیه به فکر ساختن آلترناتیوهایی بودند که بتوانند جای اهل بیت را در ارشاد الهی و معنوی مردم بگیرند.لذا با ساخت جریان زهد و گوشه نشینی و طرح سنیان تند رویی چون حسن بصری سعی کردند این طرح شوم را سازماندهی کنند.این جریان ادامه پیدا کردتا اینکه در قرن دوم ابوهاشم کوفی رسما بنیان تصوف را بنا نهاد.این جریان با طرح مساله شیخوخیت و رهبری معنوی در مقابل اهل بیت قد علم کردند.وانحراف بر انحراف به مرور زمان افزوده شد تا اینکه سنی مسلکانی چون منصور حلاج که حتی حق امیر مومنان را ندیدند کوس انالحق بزدند و دعوی هدایت کردند.نگاهی به تاریخ تصوف نشان میدهد تا اوایل عهد صفویه صوفی شیعه کمتر به چشم میخورد.سنیانی چون جنید بغدادی.احمد غزالی.ابوحلمان دمشقی.گرگانی.شبلی.حلاج.ابوسعید ابولخیروغیره تا آنزمان راهبری صوفیه را عهده دار شدند.خواجه عبدالله انصاری میگوید از میان ???? صوفی که دیده ام ? تن از آنها شیعه بوده اند.تا اینکه درآغاز عهد صفویه صوفیان برای نفوذ در مردم اهل بیت دوست ایران ناگذیر به ساخت تصوف شیعی شدند.و پیوند بین صوفیه و شیعه آغاز شد.هر چند به دلیل ادعاهای اقطاب صوفیه شاهان صفوی با آنها درگیر شدند و تصوف از حکومت جداشد.بعد ها صوفیان شیعه برای اینکه بتوانند اشکالات مخالفین را جواب دند دست به ساخت تاریخچه های جعلی زدند.سنیانی چون حسن بصری و جنید را شیعه کردند حتی امامت اهل بیت را دوقسمت کردند.

این جریان تا اکنون آدامه دارد و ریشه های تسنن به راحتی در عقائد صوفی شیعه یافت میشود.دکتر مصطفی آزمایش صوفی اروپا نشین در بحثی در فصلنامه عرفان ایران رسما به دشمنان خلفای غاصب میتازد و آنها را جاهل خطاب میکند.

و دراین میان ادعاهای اقطاب به جایی میرسد که دست به تشریع میزنند و غسلها و عشریه ها میسازند و تا جایی که خود را شریک باریتعالی قرار میدهند بدین سان که مرید باید در وقت تشرف سجده کند آنهم ?بار که این در باره امامان معصوم نیز اشکال دارد.حتی کار به جایی میرسد که باید صورت قطب به جای خداوند در عبادت مد نظر مرید قرار گیرد.

بدعتی مشرکانه

یکی ازمسائل بسیار خطرناک وانحرافی مساله تجسم صورت مرشد درعبادات است.

این فراورده انحرافی توسط میرزا زین العابدین شیروانی مست علیشاه ساخته شد.ونیت قربه الی الله درعبادات عملا به قربه الا الله مبدل شد.

وی در دستورش مینویسد:دراین حال بایدکه سالک درمجامع واحوال وافعال واقوال ازمراقبت صورت مرشدغافل نشود.درهنگامذکرو ورد وطاعت وخدمت؛ازوجه شیخ خودزایل نگردد.(ریاض السیاحه ص371)

وملاسلطان گنابادی برای تئوریزه کردن این انحراف درسعادتنامه صفحه 10-12میگوید:اگرصورت مرشدضاهری راخیال درنظر نداشته باشدصورت هواهای نفسانی که بت تراشی نفسند هیچوقت از نظر اونرود

ملا علی گنابادی درصالحیه چاپ دوم ص334 حقیقت598 می گوید:مقلد ناچار است که دروقت عمل مطاع(مرشد)رادرنظرآورد

ودر همین راستا میر قطب الدین عنقا قطب اویسیه میگوید:توجه دل به صورت بشری مرادموجب تجمع فکروسبب جلوگیری ازغفلت وزیان وتفرقه است(عنقای قاف غناص611

ودرجای دیگرمیگوید:توجه به صورت پیررا بعضی ازصوفیه برای حضور قلب حتی ازنمازلازمتر دانسته.....(همان مدرک ص649

صوفیه و مخالفت با امر ولی عصر(عج)

صوفیان آنچه که به عنوان ولایت قمریه در عصر غیبت مطرح کرده اند و قادر به اقامه دلیل برای اثبات مدعای خود نمی باشند مخالفت صریح با فرمان حضرت حجه بن الحسن روحی فداه است زیرادر آخرین توقیع مبارک که برای ابو الحسن علی بن محمد سمری صادر گردیده پایان دوره نیابت خاصه را اعلام فرموده و نوبت نواب عامه ان حضرت فرا می رسد که وظیفه است در این موقع برای گرفتن مسائل اسلامی و حل مشکلات و اداره زندگی فردی و اجتماعی از رهبری حجتهای امام زمان(عج)استفاده کنند پس گفتار آنان در عصر غیبت سندیت داشته و مانند گفتار امام لازم الاجراست و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیکم(بحا الانوار/??/???)در حوادث و مشکلات زمانه که برای شما پیش می آید به راویان احادیث ما رجوع کنیدهمانا ایشان حجت من بر شما هستندو من حجت خدا بر شما هستم.

مرحوم صاحب جواهر می فرماید:مراد امام علیه السلام از این کلام این است که فقها حجه من هستندبر شما در کلیه اموری که من در آنها حجت بر شما هستم(جواهر-ج??ص??)البته به استناد آیات و روایات کیفیت اداره امور مسلمین و حفظ اسلام و بیان احکام و اجراء دستورات دین در عصر غیبت بایستی به دستور ولی فقیه اجراء شود.

در این صورت هر نظریه و حرکت و روش و سبکی که در چنین دوره ای به کار گرفته شود بدون تردید مقابله با فرمان حضرت ولی عصر در معنا مقابله با قرآن و سنت می باشد طرح مسئله(ولایت قمریه)که از بافته های صوفیه می باشد همین حکم را دارد.


نویسنده : ساحل - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


پس از انتشار خبر استعفای حسنی مبارک از حزب حاکم دموکراتیک ملی برخی خبرگزاری های غربی از عدم استعفای حسنی مبارک از سمت خود خبر دادند و اعلام کردند که سایر رهبران و اعضای بدنه حزب استعفا داده اند.
 پس از انتشار خبر استعفای حسنی مبارک از حزب حاکم دموکراتیک ملی برخی خبرگزاری های غربی از عدم استعفای حسنی مبارک از سمت خود خبر دادند و اعلام کردند که سایر رهبران و اعضای بدنه حزب استعفا داده اند.

بنابر این گزارش، بی.بی.سی و آسوشیتد پرس در خبری فوری کناره گیری حسنی مبارک را تکذیب کرده اند.
ازسوی دیگر خبرگزاری های العربیه و الجزیره خبر استعفای مبارک را تایید کرده اند.

بنا بر این گزارش به نقل از سایت اینترنتی شبکه الجزیره، تلویزیون رسمی مصر اعلام کرد که اعضای دفتر سیاسی حزب ملی دموکرات (حاکم) مصر استعفای خود را تقدیم کرده و اعضای جدیدی جایگزین آنان شدند.

تلویزیون رسمی مصر اعلام کرد که حسام بدراوی رییس کمیته آموزش و پژوهش علمی در شورای سیاستگذاری‌های حزب و عضو دبیرخانه حزب حاکم جایگزین صفوت الشریف دبیرکل حزب حاکم شده است.

همچنین بدراوی جایگزین جمال مبارک پسر حسنی مبارک رییس‌جمهور مصر و دبیر شورای سیاستگذاری و معاون دبیرکل حزب شده است.

به گزارش تلویزیون رسمی مصر، هیات سابق دفتر سیاسی حزب ملی شامل صفوت الشریف، جمال مبارک، زکریا عزمی رییس دفتر ریاست جمهوری، مفید شهاب وزیر امور حقوقی و پارلمانی، علی‌الدین هلال دبیر اطلاع‌رسانی حزب و همچنین احمد عز دبیر تشکیلات حزب بودند.

این در حالی است که احمد عز دو روز پس از شروع اعتراض‌ها و خشم مردم که خواستار پایان یافتن حکومت مبارک بودند، از مقام خود استعفا داده بود.


نویسنده : ساحل - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


مصطفی تاج‌زاده که در جریان فتنه سال گذشته نقش فعالی داشت اخیرا در نامه‌ای به علی مطهری به بررسی مساله «حجاب» در ایران پرداخته و از او خواسته نسبت به این موضوع واکنش نشان دهد.
  تاجزاده سعی داشت تا حکومت را به پادگان برای اجباری کردن حجاب تشبیه کند و در این روند شهید بزرگوار مطهری را در مقابل جمهوری اسلامی نشان دهد.

اما علی مطهری در نامه ای پاسخ مصطفی تاج زاده را به شرح زیر می دهد::

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای تاجزاده!

با اهداء سلام و آرزوی سعادت، نامه مفصل جنابعالی خطاب به اینجانب، از طریق پایگاه‌های اطلاع‌رسانی به دستم رسید و خواندم. آنچه که دربارة حوادث بعد از انتخابات و ورود نظامیان به عالم سیاست و اقتصاد و مقایسه با سیر معکوس آن در ترکیه و به طور کلی اهمیت برقراری نظام دموکراسی گفته‌اید، مطالب قابل تأملی است و اینجانب در مواقع مختلف به آن پرداخته و نظرات خود را بیان کرده‌ام.

اجمالاً عرض می‌کنم در حوادث بعد از انتخابات، همان طور که امثال جنابعالی به دلیل قطعی گرفتن تقلب از قبل از برگزاری انتخابات، مقصر بوده‌اید، کسانی از دولت هم که به گونه‌ای عمل کردند که شبهه تقلب را تقویت نمود مقصر بوده‌اند و روزی طرفین باید در دادگاه صالح پاسخگو باشند.

نامه شما نشان می‌دهد که در عمل به توصیه‌های امام خمینی(ره) و رهبرگرانقدر انقلاب، در آثار شهید آیت‌الله مطهری دقت‌نظر و تعمق دارید، برخلاف بسیاری از مدعیان اصولگرایی یا اصلاح‌طلبی که شاید حتی یک کتاب از ایشان مانند «آیندة انقلاب اسلامی ایران» را هم نخوانده باشند، در حالی که اگر آثار استاد مطهری مبنا قرار گیرد بسیاری از اختلافات فکری کنونی از میان برداشته می‌شود؛ از این نظر جنابعالی را تحسین می‌کنم. البته این توجه شما منحصر به امروز نیست و شما از ابتدای پیروزی انقلاب، بلکه قبل از آن، زمانی که امام خمینی  آیت‌الله مطهری را مرجع فکری انقلابیون معرفی نمودند به این امر اهتمام داشتید، گرچه گاهی استفاده ابزاری از این آثار می‌کنید و مصداق «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» می‌شوید و این امر در نامة اخیر شما نیز هویداست.

از مطالب شما چنین برمی‌آید که برای آزادی و دموکراسی ارزشی بیش از حد لازم قائل هستید به طوری که سایر ارزش‌ها تحت‌الشعاع آن قرار می‌گیرد. آیت‌الله مطهری در کتاب «انسان کامل» می‌گویند انسان کامل انسانی است که همة ارزش‌های انسانی را به طور هماهنگ و در حد اعلی در خود رشد داده باشد، نه اینکه فقط یک ارزش مثلاً عبادت یا خدمت به خلق را در خود رشد دهد و از بقیه غافل بماند. در این صورت مانند کاریکاتور یک انسان می‌شود که مثلا فقط بینی او رشد کرده و شکل ناخوشایندی پیدا می‌کند.

طبیعی است که جامعه ایده‌آل و مدینة فاضله اسلامی نیز جامعه‌ای است که همة ارزشها در آن به طور هماهنگ رشد کرده باشد، نه اینکه توجه ما بیشتر به آزادی و دموکراسی باشد و از بقیة ارزشها غافل شویم؛ اشکالی که در دورة اصلاحات وجود داشت و گویی ارزشی غیر از آزادی وجود نداشت. آزادی، عدم‌المانع و یک امر سلبی است. آزادی یعنی نبود مانع برای رشد استعدادهای انسان. دست خلقت در وجود انسان استعدادهایی قرار داده است که باید شکوفا شود، مانند استعداد تفکر و بیان، استعداد یادگیری، ابداع و ابتکار، زیبایی‌دوستی و حقیقت‌جویی ، و هر استعدادی منشأ یک حق است. پس قوة تفکر و بیان انسان باید آزاد باشد، انسان حق تحصیل دارد، حق ابداع و ابتکار و هنر دارد و مانعی بر سر راه این استعدادها نباید وجود داشته باشد.

 پس آزادی، چیزی جز نبود مانع نیست و ارزش یک امر سلبی هیچ گاه به امور ایجابی نمی‌رسد.  بنابراین آزادی را بالاترین ارزش‌ها دانستن و از بقیه ارزشها غافل شدن یک خطاست .

 بعلاوه، مفهوم اسلامی آزادی با مفهوم غربی آن متفاوت است. از نظر غربی، تنها چیزی که آزادی فرد را محدود می‌کند آزادی دیگران است، در حالی که از نظر اسلام مصلحت فرد و مصلحت اجتماع نیز آزادی فرد را محدود می‌کند. از اینجا نادرستی نظر شما مبنی بر لزوم اختیاری بودن پوشش آشکار می‌شود، که به آن خواهیم پرداخت.

لذا می‌بینید آیت‌الله مطهری هیچ گاه آزادی و دموکراسی را یگانه ارزش یا ارزش برتر نمی‌دانند و تعبیر «برقراری نظام دموکراسی بر طبق موازین اسلامی» را به کار می‌برند و همان طور که در کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران» گفته‌اند اساساً ما خیلی هم مایل به استفاده از کلمه دموکراسی نیستیم زیرا دموکراسی واقعی  یعنی اینکه ملاک، میل مردم باشد و آنچه که راه را مشخص می‌کند تمایلات مردم است نه مکتب و ایدئولوژی.  یک روز اکثریت مردم می‌خواهند همجنسگرایی آزاد باشد آزاد می‌شود، روز دیگر می‌خواهند ممنوع باشد ممنوع می‌شود. چنین دموکراسی جامعه را به ناکجاآباد می‌برد در حالی که ما به دموکراسی در چارچوب مکتب معتقدیم، یعنی راه قبلاً مشخص شده و اکثریت مردم پذیرفته‌اند و اکنون باید راننده و راهبر را مردم انتخاب کنند. مردم از میان چند نفر که صلاحیت آنها از نظر مکتب و ایدئولوژی تأیید شده است یک نفر را به عنوان حاکم و رئیس جمهور برای مدت موقت انتخاب می‌کنند.

جناب آقای تاجزاده!

گفته‌اید «پیوند میان نان، پیشرفت، دموکراسی و اسلام را امروزه می‌توان در تجربه مردم ترکیه مشاهده کرد.»  گرچه این سخن شما قابل حمل به صحت است اما با توجه به مطالب بعدی جناب عالی  از این بیان شما استفاده می‌شود که اسلام را در عرض اقتصاد، پیشرفت و دموکراسی قرار داده‌اید و مقصودتان از اسلام معنویت و عبادت و اخلاق و رابطة فردی با خداست نه یک مکتب جامعی که در همة شئون زندگی انسان دخالت کرده و داعیه جهانی دارد و بسیاری از احکام آن بدون حکومت اسلامی قابل اجرا نیست. از نظر ما اسلام شامل دموکراسی، پیشرفت و اقتصاد نیز هست ، «چون که صد آمد نود هم پیش ماست» و باز به تعبیر شهید مطهری علت اینکه امام خمینی و یارانشان تعبیر «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را نپذیرفتند این بود که از نظر ما دموکراتیک بودن این جمهوری در دل اسلامی بودن آن نهفته است، نه اینکه این جمهوری بنیادهای دموکراتیک دارد و بنیادهای اسلامی، آنچه که مربوط به آزادی‌ها و انتخاب حاکم با رأی مردم است ناشی از بنیادهای دموکراتیک آن است و آنچه که مربوط به امور معنوی از قبیل آزادی رفتن به مسجد و دعا و عبادت و رعایت پوشش اسلامی است مربوط به بنیادهای اسلامی آن ، بلکه آزادی و لزوم دخالت مردم در سرنوشت خود در متن اسلام قرار دارد.

البته آنچه درباره وجود رابطه مستقیم میان دموکراسی و پیشرفت اقتصادی بیان کرده‌اید مطلب درستی است.

اما بخش اعظم نامه شما دربارة مسئله حجاب و اجباری یا اختیاری بودن آن است که بی‌ارتباط با بخش قبلی نیست، یعنی از آنجا که آزادی را برترین ارزش‌های انسانی می‌دانید و هرگونه عصیان و اعتراضی را مقدس می‌شمارید و حتی نافرمانی آدم و حوا را تحسین می کنید و از آنجا که معیار و ملاک قضاوت را گفتمان حاکم بر جهان امروز می‌دانید و الگوی شما از نظر آزادی و دموکراسی جامعه غرب است نه جامعة ایده‌آل اسلامی، قائل به اختیاری بودن حجاب شده و گفته‌اید: «در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات و در دورة حاکمیت گفتمان دموکراسی و حقوق بشر در جهان، یکسان کردن سبک زندگی از جمله در مورد پوشش زنان در هیچ کشور بزرگی ممکن نیست.»

جای این سؤال هست که لزوم رعایت پوشش اسلامی چه ربطی به یکسان کردن سبک زندگی مردم دارد؟ آیا لزوم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی یا لزوم رعایت بهداشت عمومی و یا الزام مردم به سوادآموزی، مخالف آزادی و به معنی یکسان کردن سبک زندگی مردم است  و باید با آن مخالفت کرد ، یا چون به مصلحت جامعه و از عوامل سعادت افراد جامعه است باید به آن عمل کرد؟

این نوع مطرح کردن مسئله حجاب شبیه طرح این مسئله به صورت مشهور است که مغالطه‌ای بیش نیست. می‌گویند آیا زن باید در نوع پوشش خود آزاد باشد یا مجبور؟ آیا آزادی برای زن بهتر است یا اجبار و الزام؟ در حالی که طرح صحیح مسئله به این صورت است که آیا بهتر است محیط جامعه محیط کار و فعالیت باشد و هرگونه التذاد جنسی منحصر به کادر خانواده باشد یا اینکه اجتماع محل کامجویی‌های جنسی بوده و کار و فعالیت توأم با التذاذات جنسی باشد؟

اینجاست که آیت‌الله مطهری می‌گویند بیش از آنکه خود زنان، آن هم گروهی از آنان، دم از این نوع آزادی بزنند، مردان شکارچی هستند که سخن از آزادی زن و آزادزنان و آزادمردان می‌گویند و خواستار تساوی حقوق زن و مرد به معنی تشابه حقوق آنها می‌شوند. علت آن هم روشن است: اگر بانوان با پوشش  اسلامی و رعایت عدم اختلاط با مردان وارد جامعه شوند و به کار و فعالیت بپردازند، دیگر مردان شکارچی نمی‌توانند به نام آزادی زن علاوه بر همسر قانونی خود از دهها زن دیگر کام برگیرند.

جناب آقای تاجزاده!

از شما سؤال می‌کنم اگر حکومتی اعلام کرد که مردم اعم از زن و مرد باید در پوشش خود حداقلی را رعایت کنند، آیا این به معنی یکسان کردن سبک زندگی و سلب آزادی آنهاست؟ یا ناشی از فهم دقیق تری از آزادی است. وقتی که مردم را به زدن یک واکسن یا به سوادآموزی مجبور می‌کنیم آیا این مخالف آزادی است؟ یا چون مصلحت فرد و جامعه نیز آزادی را محدود می‌کند این الزام عین آزادی است. همین طور است رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی.

اگر ما بانوان را مجبور می‌کردیم که حتماً چادر و روبند بپوشند حرف شما تا حدودی قابل قبول بود اما خود می‌دانید حجابی که امروز در جامعه ما وجود دارد، لااقل در زمستان و در میان گروهی از بانوان ما تفاوت زیادی با پوشش زنان اروپا و آمریکا ندارد. اساساً اعتراضی که اکنون وجود دارد این است که چرا دولت به وظیفه خود در نظارت بر پوشش اسلامی عمل نمی‌کند؟ فقها متفق القول اند که آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است به عهده دولت اسلامی است و کار مردم نیست. معمولاً دولتها از زیر بار این مسئولیت چه در مسئله حجاب و چه در سایر امور فرهنگی و معنوی شانه خالی می‌کنند و این، نقطه اشتراک و پیوندی است میان دولت اصولگرای آقای احمدی‌نژاد و دولت اصلاح‌طلب آقای خاتمی.

در واقع تسامح و تساهل در امور فرهنگی از قبیل فیلم‌های سینمایی، تئاتر، ورزش بانوان، مسئله پوشش اسلامی و رواج کلمات لاتین در تابلوها و غیره و به تعبیر دیگر لیبرالیسم فرهنگی نقطه اتصال بخشی از اصولگرایان یعنی آقایان مشائی و احمدی‌نژاد و حامیان آنها با بخشی از اصلاح‌طلبان شده است و برخی معتقدند این پیوند که اکنون در حال کمون است در انتخابات آینده مجلس و ریاست‌جمهوری ظهور و بروز خواهد کرد.

البته جنابعالی در نامه خود تلاش کرده‌اید راه خود و دوستانتان را از این افراد جدا کنید و مدعی شده‌اید که آنها از شعار آزادی زنان به عنوان ابزار استفاده می‌کنند و برای سایر آزادی‌ها احترامی قائل نیستند بلکه می‌خواهند این آزادی را سرپوشی برای آن سلب آزادی‌ها قرار دهند. ولی این صرفاً یک ادعاست و دلایل شما کافی نیست و باید بپذیریم که تفکر شما و آقای مشائی در امور فرهنگی بسیار به هم نزدیک است و مثلا در باب حجاب، هردو از حجاب اختیاری سخن می‌گویید و معیار را امیال مردم می‌دانید نه اینکه الگویی به نام الگوی اسلامی وجود دارد که ما باید خود و جامعه را مطابق آن بسازیم.

جناب آقای تاجزاده

از قول من نقل کرده‌اید که «اعطای کمترین آزادی در خصوص پوشش بانوان منجر به پیشروی بی‌حجابی در حد تسخیر کامل جامعه و بدتر از اروپا شدن خواهد شد». نمی‌دانم این جمله را از کجا آورده اید و به خاطر ندارم که چنین جمله‌ای گفته ‌باشم. شاید این گونه گفته باشم که «اگر حداقلی برای پوشش قائل نباشیم معلوم نیست به کجا منتهی شود». البته با وجود نظام جمهوری اسلامی که هیچ گاه بی‌حجابی را تبلیغ و ترویج نمی‌کند حتی با اختیاری شدن حجاب، هیچ گاه ایران مانند اروپا یا بدتر از آن نمی‌شود اما اگر حکومت هم تبلیغ کند چنین امکانی وجود دارد، چنانکه در اواخر دوره پهلوی وضعیت پوشش برخی بانوان شمال تهران مانند زنان اروپایی یا بدتر از آن بود.

گفته‌اید «کار فرهنگی تبلیغی نتوانسته‌است همه زنان را به رعایت حجاب قانع کند». عرض می‌کنم رعایت حجاب دائرمدار قانع شدن نیست. ای بسا بانوانی که قانع شده‌اند و مانند پزشکی که مضرات سیگار را می‌داند و سیگار می‌کشد رعایت نمی‌کنند و ای بسا بانوانی که قانع نشده اند و به احترام قانون و فرهنگ جامعه رعایت می‌کنند. در رعایت نکردن پوشش مناسب در بانوان، عواملی مانند میل شدید به تبرج و خودنمایی که دست خلقت  برای بقای نسل در جنس زن به ودیعت نهاده است و تنها با ایمان راسخ و تربیت درست می‌توان با آن مخالفت کرد دخالت دارد. به علاوه، چرا در اجرای مقررات راهنمایی و رانندگی یا بهداشت عمومی و یا سوادآموزی قانع شدن افراد را لازم نمی‌دانید اما اینجا لازم می‌دانید، در حالی که همة اینها از نظر رعایت مصالح فرد و جامعه یکسانند و سلب آزادی شمرده نمی‌شوند.

از قول اینجانب آورده‌اید که «چون کار فرهنگی پاسخ نداده است پس باید به پلیس و قهر و دادگاه روی آورد». باز نمی‌دانم من کجا چنین جمله‌ای گفته‌ام. اولاً کار فرهنگی تا حد زیادی پاسخ داده است و وضعیت حجاب در کشور ما در مجموع خود ناهنجار نیست. ثانیاً مقصود از نظارت، قوه قهریه و باتوم و پلیس و دادگاه نیست. این همان مغالطه‌ای است که آقای احمدی‌نژاد هر گاه از این نظر مورد انتقاد قرار می‌گیرد به کار می‌برد و به خیال خود منتقدین را ساکت می‌کند. در مجلس نیز وقتی من ایشان را متهم به لیبرالیسم فرهنگی کردم، ایشان در دفاع از خود گفت آیا ما به خاطر اینکه چهار تا دختر چند تار مویشان پیداست با باتوم به جان آنها بیفتیم؟! روشن است که مقصود ما از نظارت چنین چیزی نیست.

ما می‌گوییم که حکومت نباید با رفتار و گفتار خود - مانند آنچه که در مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور رخ داد-  آگاهانه یا ناخودآگاه به پدیده بدحجابی و بی‌حجابی دامن بزند و اقتدار نظام را در مسئله حجاب بشکند. زن یا مردی که با لباس نامناسب در جامعه ظاهر می‌شود به طوری که فلسفه پوشش اسلامی را که عدم تحریک جنسی جامعه است زیر پا می‌گذارد ، بالاخره می‌خواهد یا به یک اداره دولتی برود یا به دانشگاه یا به بانک یا به بیمارستان و غیره. اگر احساس کند مسئله حجاب برای حکومت اهمیت دارد و در این اماکن، نظارتی حتی در حد تذکر وجود دارد، خود به خود از منزل با وضعی آراسته خارج می‌شود. اما وقتی می‌بیند رئیس دولت در تلویزیون آن را کم اهمیت جلوه می‌دهد خود به خود راه بدپوششی را باز می‌بیند. نظارت یعنی همین، اگرچه با پدیده‌هایی مانند زنان خیابانی برخورد انتظامی نیز لازم است، همان طور که در کشورهای غربی چنین برخوردی وجود دارد.

جناب آقای تاجزاده!

 فرض کنید نظریه شما مبنی بر آزادی پوشش یا اختیاری بودن حجاب اجرا شود. آزادی پوشش یعنی آزادی تحریک جنسی جامعه، و آزادی تحریک جنسی جامعه لوازمی دارد از جمله وجود کلوپ‌های شبانه و دیسکوها در سطح کشور. آیا به چنین چیزی راضی هستید؟ اگر پاسخ منفی است پس با عوارض آزادی تحریک جنسی از قبیل انواع عقده‌های روانی که به ضمیر ناخودآگاه افراد می‌رود و گاه به صورت یک جنایت ظهور می‌کند چه می‌کنید؟ شما یا باید نظام خانوادگی و اخلاق جنسی اسلامی را پیاده کنید یا نظام خانوادگی و اخلاق جنسی غربی را؛ نمی‌توان بخشی را از یکی و بخش دیگر را از دیگری گرفت و یک نظام التقاطی ایجاد کرد و مصداق شعر حافظ شد که:

یک دست به مصحفیم  و یک دست به جام              گه نزد حلالیــــم و گهـــی نزد حــــــرام

جناب آقای تاجزاده!

گفته‌اید «به راستی به این مسئله فکر کرده‌اید که چرا مرجعیت شیعه در نجف پس از سقوط صدام اجرای احکام اسلامی از جمله رعایت حجاب اسلامی را اجباری نکرده است؟» چرا وقتی حماس در انتخابات فلسطین پیروز شد، جزء اولین موضوعاتی که مطرح کرد این بود که به هیچ وجه قصد ندارد اجرای احکام اسلامی و در رأس همه حجاب را اجباری کند و به همه سبک‌های زندگی احترام می‌گزارد؟ چرا حزب‌الله لبنان هرگز خواهان اجباری شدن حجاب نشدند؟»

اینها قیاس مع‌الفارق است. هیچ کدام از اینها حکومت اسلامی برپا نکردند. شرایط عراق، فلسطین و لبنان با ایران متفاوت است. در عراق بخش مهمی از جامعه اهل سنت است و تحت ولایت آیت‌الله سیستانی نیستند. حماس نیز ادعای حکومت اسلامی ندارد. جامعة لبنان نیز مرکب است از شیعه، سنی و مسیحی و متأثر از فرهنگ اروپایی است و حزب‌الله نیز حکومت اسلامی تشکیل نداده است. اتفاقاً موارد ناهنجار بی‌حجابی در منطقه شیعه‌نشین بیروت که من از نزدیک شاهد بوده‌ام مایه سرشکستگی است و باید اصلاح شود، نه اینکه بگوییم ما هم باید همان طور بشویم.

الزامی بودن حجاب را با اجباری شدن نماز مقایسه کرده و گفته‌اید" همان طور که هیچ حکومتی نماز را الزامی نمی‌کند، حجاب نیز نباید الزامی باشد." باز قیاس مع‌الفارق است. نماز یک امر فردی است گرچه آثار غیرمستقیم اجتماعی دارد اما حجاب جنبة اجتماعی‌اش بر جنبه فردیش غلبه دارد ودارای  آثار مستقیم اجتماعی از قبیل تحکیم بنیان خانواده و افزایش نیروی کار جامعه است.

فرموده‌اید «چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید که اجباری کردن پوشش، سیاست و روش شکست خورده است؟». اولاً در ایران اجبار به معنی دقیق کلمه وجود ندارد و خود بهتر می‌دانید که بسیاری از پوشش های بانوان ما پوشش اسلامی نیست و این گونه بانوان به همه جا رفت و‌آمد می‌کنند و از این نظر دولت مورد انتقاد است.

 ثانیاً اکثریت قاطع بانوان ایران از روی اعتقاد و با میل و رغبت پوشش اسلامی را انتخاب کرده‌اند و فرضاً اجبار درباره گروه اندکی از آنها به کار رفته باشد روش شکست خورده‌ای نبوده و موجب آرامش روانی جامعه و تحکیم خانواده‌ها شده است. عین این سؤال را من مطرح می‌کنم: «چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید که آزادی پوشش، آنچنان که جوامع غربی نشان می‌دهد، سیاست و روش شکست خورده‌ای است؟».

 گفته‌اید: «جامعه پادگان نیست که بتوان به تن همه یونیفورم واحد پوشاند». اولاً یونیفورم واحد در کار نیست، پوشش اسلامی به اشکال گوناگون قابل تأمین است، مهم این است که فلسفه حجاب یعنی عدم تحریک جنسی جامعه تحقق یابد. ثانیاً فرضاً یونیفورم واحد در کار باشد، این یونیفورم را خداوند که به مصالح بشر آگاه است به تن بندگان خود پوشانده است. ثالثا شما که قائل به آزادی  پوشش هستید آیا حدی برای آن قائلید یا نه ؟ اگر حدی قائل هستید اشکال شما به خودتان بر می گردد که چرا می خواهید سبک زندگی مردم را یکسان کنید؟ و اگر حدی قائل نیستید با چه جامعه ای روبه رو خواهیم شد؟!

فرموده‌اید: «باید معلوم شود که نقش و تأثیر روش اجباری حجاب در عرصه‌های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دینی و در موضوعاتی مثل توریسم، برگزاری مسابقات قاره‌ای و جهانی ورزشی در کشور، فرار مغزها و سرمایه‌‌ها و مهمتر از همه بدبینی به اصل دین و اکثر شعائر اسلامی چیست؟».

معلوم نیست اینکه زن به گونه‌ای از نظر پوشش در جامعه ظاهر شود که موجب تحریک جنسی نشود چگونه این همه آثار منفی دارد؟! ظاهراً جنابعالی پوشش اسلامی را فقط همان پوشش مورد نظر طالبان افغانستان می‌دانید. اتفاقاً بسیاری از میهمانان خارجی و توریست‌ها وقتی با این پدیده به عنوان یک قانون مواجه می‌شوند برایشان جالب توجه است و با طیب خاطر اجرا می‌کنند و گاهی همین امر موجب وارد شدن آنها به دنیای جدیدی از معنویت و تشرف آنها به اسلام شده است.

جناب آقای تاجزاده!

مشکل اساسی شما و برخی دیگر از اصلاح‌طلبان این است که معیارتان آن چیزی است که دنیای امروز اقتضا می‌کند و فکر می‌کنید همان طور که در صنعت و تکنیک نمی‌توانیم از پیشرفت‌ها و ابداع‌ها پیروی نکنیم، در راه و رسم زندگی نیز باید از آخرین محصولات فکری بشر استفاده کنیم نه از اسلام به عنوان آخرین پیام الهی و یگانه راه سعادت بشر و صراط مستقیم زندگی.

الگوی امثال جنابعالی اجتماعات غربی است نه جامعة ایده‌آل اسلامی که در آن تمام احکام اسلام باید مو به مو اجرا شود. لذا معتقدید فقط آن بخش از احکام اسلام که با شرایط امروز سازگار است باید اجرا شود، هرچند این سخن را به صراحت به زبان نیاورید. اسلام از نظر شما مساوی است با ایمان قلبی و رابطه‌ انسان با خدا و چند وعظ و اندرز و دعا و عبادت و نه یک نظام هماهنگ فکری و عملی که داعیه حکومت جهانی دارد و برای همة شئون زندگی بشر دستور دارد و ما باید به دنبال پیاده کردن این نظام در سراسر جهان باشیم نه اینکه بگوییم دنیای امروز چنین اقتضا می‌کند. اساساً ما برآنیم که دنیای امروز را تغییر دهیم و مطابق الگوی اسلامی بسازیم.

آری این است مشکل اساسی بخشی از اصلاح‌طلبان، که در دورة هشت ساله دولت اصلاحات نیز با آن مواجه بودیم و خون دل‌ها خوردیم. وقتی چنین برداشتی از اسلام داشته باشید دیواری که من و شما معتقدیم بین اصلاح‌طلبان و بخش بزرگی از اصولگرایان وجود ندارد، بی‌جهت ساخته می‌شود و کار به نفع افراطیون دوطرف تمام می‌شود. برای جنابعالی آرزوی توفیق مسئلت دارم.

والسلام - علی مطهری


نویسنده : ساحل - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


به تازگی انجمن اسلامی دانشکده (...) دانشگاه تهران، در اقدامی هدفمند و برنامه ریزی شده در حمایت از متهمان فتنه 88 اقدام به نصب اعلامیه ای مبنی بر ختم 72 میلیون صلوات برای سلامتی آنان نموده است.
همچنین گفتنی است برخی از دانشجویان هوادار فرقه سبز بدنبال آماده نمودن مقدمات برگزاری دیدار دانشجویان هوادار فرقه سبز با برخی از حامیان این فرقه می باشند.


نویسنده : ساحل - ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


«غایت و مقصد» یکی از سوالهای کلیدی می باشد که فرقه گرایان در خصوص جواب به آن همیشه دچار مشکلات عدیده بوده اند و همیشه قله‏اى که سالک این مسیر بعد از طى طریق، باید آن را فتح کند، در حاله ای از ابهام قرار داشته  است.
در هر فرقه، جواب به این سوال هرچه باشد، معیار دقیقى است که مى‏توان با نگاه به آن، سستى یا اتقان شالوده آن مکتب را به دست آورد. بگذریم که در بسیارى فرقه ها  «رسیدن به حقیقت» به عنوان هدفى مشترک و البته مبهم، معرفى شود. این اصطلاح، هر چند به خودى خود درست است، اما مشکل این جاست که هر کسى و هر گروهى، حقیقت را به گونه‏اى تفسیر مى‏کند و حقیقت را همان چیزى مى‏داند که خودش معرفى مى‏کند.
 «ن.ا» شیخ خود خوانده دراویش گنابادی دریکی از شهرها در جلسه ای که در یکی از حسینیه های این فرقه برگزار شده، گفته است :
ما نمایندگانی از طرف امام زمان داریم که باید از آنها پیروی کنیم
باید رساله های عملیه را آتش بزنیم و با آخوندها هیچ ارتباط نداشته باشیم
این در حالی است آنچه شاید بیشتر از هرچیز مستحق آتش زدن باشد خرقه های دروغینی است که این آلات دست استکبار به آن فخر می فروشند به قول حافظ علیه الرحمه :
نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

مجوز دروغین

یکی از سخنان گزافی که سران فرقه های صوفیه بر آن تاکید دارند اینست که قطب باید« یدا به ید» اجازه قطبیتش به امام معصوم برسد وفرقه های نعمت اللهی تماما وذهبیه خود را به امام رضا علیه السلام می رسانند.
از سنی بودن اکثر اقطاب آنها بویژه از یافعی تا جنید وسری سقطی نیز اگر بگذریم مشکلی بوجود آمده بنام معروف کرخی چگونه حل خواهد شد.
با نگاهی به نظر اقطاب در مورد اجازه و بررسی اجازه قطبیت آقایان به سادگی می توان با حیله های شیطانی این اشخاص آشنا شد.
نور علی تابنده قطب گنابادیه می گوید:اگر کسی اجازه اش یدا به ید به امام برسد رهبری وارشاد او شرعی وقانونی است والا رشته اش قطع شده است(فصلنامه عرفان ایران)
جذبی شیخ مجاز این فرقه می گوید:
مجازین در زمان غیبت باید دارای نص اجازه مسلسل باشند که به امام منتهی گردد(باب ولایت)
صفی علیشاه می گوید: مرشد طریقت باید از عهده اثبات سلسله بر آید که یدا به ید می رسد تا به امام مقدمه دیوان صفی )
اولین ادعای فرق دروایش در این خصوص است که امام رضا علیه السلام خرقه به معروف داده واولین کسی را که اجازه داده اند معروف کرخی بوده است.

معروف کرخی معمای بی پاسخ صوفیه

ابو عبد الرحمن سلمی صوفی صاحب طبقات الصوفیه می گوید:ابومحفوظ معروف بن فیروزان کرخی در ? سالگی به دست علی بن موسی مسلمان شد وپدر ومادر ش مجوس بودند.
ملا علی گنابادی می گوید:معروف در ? سالگی بدست امام مسلمان شد ودر دربانی امام فوت نمود.
محمد باقر سلطانی پسر کوچک ملاسلطان(از همسر چهارم وی) می گوید:در سال 200 هجری عده ای از شیعیان خراسان به قصد زیارت امام رضا بر در خانه آن حضرت جمع شدند وپس از اخذ اجازه شرفیابی از کثرت ولع وشکر به حالت هجوم وارد منزل شدند وجناب معروف که در آنزمان پیرمرد ضعیفی بود بر اثر ازدحام جمعیت دچار شکستگی پهلو گردید وفوت نمود.
نعمت الله ولی می گوید:
او زمولا جواز احسان یافت    کفر بگذاشت نور ایمان یافت
یافت در خدمت امام مجال    بود دربان درگهش ده سال طرائق الحقایق

دروغ پراکنی برای تمام فصول

یکی از نکاتی که به صورت مشترک توسط فرقه گریان از هر نوع آن مورد استفاده قرار می گیرد دروغ پراکنی به هر قیمت است زیرا ماهیت وجود چنین فرقه هایی به دروغ هایی است که متولیان آن به خورد مریدان ناگاه می خورانند






حال سوال اینست که شما چرا خود را به امام رضا می رسانید ودر سلسله اقطاب شما در آثارتان سایر اهل بیت نیستند وخود را رضویه میدانید درحالیکه معتقدید جنید از امام زمان حکم داشته است


شیخ معروف خدمت حضرت صادق وکاظم ورضا رسیده واز طرف حضرت رضا مامور به دعوت ولایتی بوده(نابغه علم وعرفان )
حال جای سوال دارد که اقطاب شما که عالم به خفیات هستند واز همه چیز عالم خبر دارند چرا اینقدر پراکنده گویی کرده اند وچرا سلطان حسین نظر ملا علی ونعمت الله وسایر اقطاب را رد می کند.
وضمنا چطور می شود از اصحاب این 2 امام بوده وبعد توسط امام رضا در 8 سالگی مسلمان شده باشد
از همه اینها که بگذریم جفای به امام جواد وهادی وعسگری وامام زمان است که در سلاسل شما جایی ندارند وخود را به امام رضا می رسانید.
هر چند برخی از بزرگانتان جسارت را تاحدی بالا برده اند که از امام جواد قائل به جدایی طریقت وشریعت شده وفقط ائمه بعدی را امام شریعت می دانند.
آنپه که مشخص است سلسله این دروایش هیچ گونه ریشه ای نداشته و فرازهای دیگری از تاریخ آنها نیز منقطع است
به روایت صحیح از منابع تاریخی و روایت مصدوره از اهل بیت علیه السلام امثال معروف خیالی وسایر اقطاب به عنوان قطب یا شیخ از طرف اهل بیت معرفی نشده اند.

سوالهای بی پاسخ
اقطاب در تصوف چه جایگاهی دارند؟آیا امام هستند یا از جانب ائمه  ولایت خاصی دارند.در این صورت مدرک خود را بدون شعار دادن بیان کنند؟!
شاه نعمت الله ولی در دیوان خود سند ولایت خود را به حسن بصری و از او به امیر مومنان می رساند؟چرا در حالیکه غیر امیر مومنان کسی در سند ولایت او نیست شما مدعی هستید 12 امام در سند ولایت شما هستند؟شما درست می گویید یا ایشان؟!
واژه شاه چه معنایی دارد و چرا نعمت الله ولی خود را شاه خواند و چرا امروز اقطاب صوفیه لقب شاه دارند مانند مجذوبعلیشاه وهزاران شاه بی هویت دیگر؟!
در حالیکه بسیاری از اقطاب صوفیه مانند یافعی از اهل سنت بوده اند چطور می شود ائمه شیعه ولایت خود را به چنین افرادی داده باشند؟!
چرا امروز امریکا،اروپا و بسیاری از دشمنان اسلام از صوفیان بویژه فرقه گنابادی حمایت می کنند و چرا در بیانیه های سازمان های بین المللی که هیچ گاه از ملت مظلوم فلسطین دفاع نکرده اند حمایت از دراویش گنابادی همیشه وجود داشته است؟!
1-اگر معروف در 8 سالگی به دست امام اسلام آورده باشد وحال آنکه امام در سال 148 به دنیا آمدند واگر امام در 20 سالگی خود معروف را مسلمان کرده باشند می شود سال 168 و8 سال کم کنیم تا سال دویست سن معروف 40 سال می شود وحال آنکه مدعی هستند که در پیری در سال 200 در دربانی امام رضا فوت نموده است. 2-اما اگر به اعتقاد خودشان دردوران امامت امام رضا مسلمان شده باشد وشروع امامت ایشان سال 182 می باشد سن معروف در زمان رحلت می شود 26 سال  ودر حالیکه  مدعی آنها بر این است که معروف در پیری مرده است. 3-اگر معروف از امام خرقه قطبیت گرفته باشد که پس امام جواد وسایر اهل بیت در این فرقه جایی ندارند واینها 8 امامی می شوند. 4-اگر معروف خرقه قطبیت گرفته ودر حالیکه 2 سال قبل از امام رضا یعنی سال 200 فوت نموده بسیار جای تعجب دارد چون 2 قطب در یک زمان جای نمی گیرند. 5-اگر معروف شیخ بوده وقطب نبوده چطور حکم به سری سقطی داده در حالیکه امام زنده بوده وتنها قطب اجازه دارد حکم شیخیت بدهد 6- سلطان حسین تابنده برای حل این مشکل معروف را شیخ دانسته ومدعی شده قطبیت از زمان جنید بغدادی شروع شده که این بسیار خنده دار است.وی می گوید:شیخ جنید از طرف امام عسگری مجاز در دعوت بود ودر زمان امام زمان آن سمت را داشت ولی تربیت او توسط شیخ سری سقطی بوده است(نابغه علم وعرفان ) 7- چرا در تاریخ شیعه وبزرگان آن نامی از ابومحفوظ معروف بن فیروزان نیست وچرا سلطان حسین تابنده مخالف این را می گوید. 8- رضا علیشاه یکی از اقطاب خود خوانده این فرقه با مشاهده دروغ پردازی های سران این فرقه جهت رفع و رجوع و سرهم بندی مطلب به نظر همه اقطاب ومشایخ پشت پا زده وسعی میکند معروف بن خربوزان کرخی که از اصحاب امام صادق وکاظم ورضا بوده اند را به جای این معروف معرفی کند ومی گوید:


نویسنده : ساحل - ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


روز 17 ژوئن 2003 را روز از هم گسیختگی تشکیلات منافقین در فرانسه می نامند زیرا در این روز پس از حمله پلیس فرانسه به پایگاه های سازمان منافقین در پاریس و اور،شبکه نیرویی آنان متلاشی شده و همزمان با دستگیری مریم رجوی و تعدادی از سران نفاق، افراد زیادی از آنان به سایر کشورهای اروپایی و آسیایی فرار کردند.
اما از سال2010 میلادی با تلاشهای گروهک نفاق و پشتیباینی اربابان اسرائلی و آمریکائی این گروهک تروریستی پس از رای اتحادیه اروپا و خارج کردن منافقین از لیست تروریستی ،مریم رجوی دستور تجمع مجدد تشکیلات مجاهدین در اور و استان والدواز را صادر کرده است.هم اکنون شبکه های مالی و نیرویی سازمان مجاهدین در قالب ها و چهره های جدید به فرانسه بازگشته و مجددا برای فعالیت های تروریستی و ارعاب ایرانیان سازماندهی شده اند.
اهداف گروهک نفاق را می توان در سر فصل ذیل به آن اشاره نمود :
سازماندهی این نیروها در هسته های پناهندگی،انجمن های حقوق بشری،انجمن های بی مرز،انجمن های ادبی،هنری و فرهنگی ایران-فرانسه،انجمن های حمایت از زندانیان سیاسی،انجمن های حمایت از خانواده ها،انجمن های دروغین با نام دانشگاه های ایران،انجمن های حمایت از کودکان زندانیان سیاسی،انجمن های نفوذی مختلف دانشجویی در تلفیق با هواداران جنبش سبز،هسته های لابی ،هسته های اطلاعاتی برای جمع آوری اطلاعات ایرانیان،هسته های اساتید دانشگاه ها و ... بدون آرم و نشانی از منافقین متشکل و وارد فعالیت نفوذی در عرصه های مختلف با ایرانیان،اعراب،یهودیان و فرانسوی ها شده اند.هدف آنان نفوذ در لایه های مختلف اجتماعی با متشکل کردن نیروهای ورزیده خود در قالب های اجتماعی و ظاهرا مردمی است تا بدین وسیله از تیررس مستقیم پلیس فرانسه خارج باشند.
طراحی فعالیت های مختلف دانشجویی ،دانشگاهی،ایجاد شبکه های اجتماعی،جمع آوری اطلاعات،تلفن ها،اسامی،شغل افراد،محل زندگی و کار ایرانیان و راه اندازی تظاهرات های مختلف در خیابان های پاریس تحت عناوین قلابی و فریبنده از تحرکات جدید سازمان منافقین در فرانسه است.
شایان ذکر است همین نیروها در دو ماه گذشته طراحی حمله و اشغال سفارت ایران در پاریس را داشتند که با هوشیاری پلیس عقیم ماند.
فراخواندن افراد فراری لایه های مختلف تشکیلاتی منافقین از کشورهای اروپا ،کانادا ،استرالیا و برخی کشورهای آسیایی به فرانسه با هدف ایجاد سازماندهی بزرگ انجام می شود.منافقین با متشکل شدن هر چه بیشتر در فرانسه مجددا می خواهند ابتکار عمل را بدست گرفته و به تحرکات جدیدی دست بزنند که یکی از آنها برگزاری یک میتینگ بزرگ در ایام نوروز سال جدید ایرانی است.تحرکاتی که بنظر می رسد همچنان با تحت نظر قرار داشتن ،چندان برای فرانسه و روابط اش با ایران خوشایند نباشد!


نویسنده : ساحل - ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: کمیسیون امنیت ملی فراخوانی را برای همکاری ویژه میان مجلس و دستگاه های امنیتی برای تحقیق و تفحص از بنیادها و موسسات غیر دولتی و کشف بنیادهای جاسوسی مرتبط با فتنه 88 و دشمنان نظام ترتیب خواهد داد.

سید علی آقازاده دافساری نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی در گفتگو یی با اشاره به نقش بنیادها و موسسه های غیر دولتی در شکل گیری فتنه 88 اظهار داشت: موسسات و بنیادهای خصوصی با حمایت های مالی و سیاسی کشورهای غربی و امریکایی در قالب بنیادهای خیریه و یا انسان دوستانه در جامعه شکل گرفته است که در پس پرده به فعالیت براندازانه غیر نظامی فعالیت می‌کنند.

وی فتنه 88 را فرصتی برای آشکار شدن اهداف این گونه موسسات غیر دولتی دانست و افزود: با شکل گیری فتنه 88 بنیاد ها و موسسات غیر دولتی مرتبط با شبکه های جاسوسی سیا و موساد فرصت مناسبی برای عملیاتی کردن اهداف و توطئه ها و برنامه های شوم خود پیدا کردند.

آقازاده دافساری با بیان اینکه رژیم صهیونیستی در صف مقدم مقابله با ایران اسلامی قرار دارد تصریح کرد: کشورهای استعماری از جمله امریکا و انگلیس از اول انقلاب همواره در پی توطئه افکنی و ضربه زدن انقلاب اسلامی بودند که رژیم صهیونیستی در صف مقدم جنگ آنان علیه ایران قرار دارد لذا یکی از ابزارهای جنگ آنان تشکیل بنیادهای غیر دولتی در پوشش ظاهری انسان دوستانه اما جاسوسی برای دشمنان و برنامه ریزی و طراحی علیه نظام است.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ضمن اشاره به شناسایی برخی از این بنیادها توسط دستگاه های  امنیتی خواستار شناسایی و کشف سایر بنیادهای جاسوسی مرتبط با فتنه 88 شد و خاطرنشان کرد: کمیسیون امنیت ملی فراخوانی را برای همکاری ویژه میان مجلس و دستگاه های امنیتی برای تحقیق و تفحص از بنیادهای غیر دولتی ترتیب خواهد داد.


نویسنده : ساحل - ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


 پایگاه خبری سالون آمریکا اعلام کرد: به غیر از "حسنی مبارک" و "زین العابدین بن علی" رئیس جمهور تونس که از قدرت ساقط شد، رهبران دیکتاتور دیگری نیز هستند که آمریکا از آنها حمایت می کند.


به گزارش پایگاه خبری سالون، "جاستین الیوت" در این مقاله می نویسد: با توجه به اعتراضات مردم مصر در حمایت از دموکراسی و همچنین مخالفت با ایالات متحده که در طول 30 سال گذشته بیش از 60 میلیارد دلار به حسنی مبارک کمک مالی کرده است اکنون زمان مناسبی است نگاهی به دیگر نقاط جهان بیندازیم تا بفهمیم که دلارهای اخذ شده بابت مالیات از مردم آمریکا به جیب چه افراد دیگری میرود.

عربستان سعودی در حالیکه ایالات متحده کمکهای نظامی خود را مستقیما برای نفت عربستان صعودی صرف نمیکند، اما روابط بسیار نزدیکی با دولت عربستان و حکومت سلطنت مطلقه آن ملک عبدالله دارد.
طبق گفته سی ان ان، دولت اوباما نوامبر گذشته اعلام کرد که آمریکا در طول 20 سال آینده 60 میلیارد دلار تسلیحات به عربستان صعودی تحویل خواهد داد. این تسلیحات شامل 84 جنگنده f 15، هلیکوپترهای آپاچی، شبیه سازها و غیره خواهد بود. این در حالی است که عربستان صعودی سابقه بسیار بدی در زمینه حقوق بشر دارد.

اردنایالات متحده به اردن یکی دیگر از حکومتهای سلطنتی خاورمیانه، 300 میلیون دلار کمک نظامی طی سال 2010 اعطا کرد.
اگر چه در پاسخ به ناآرامی های اخیر پادشاه اردن کابینه دولت را برکنار کرد و نخست وزیر جدیدی را منصوب کرد اما طبق گفته دیده بان حقوق بشر، نقض آزادیهای اساسی و اولیه بشر در اردن امری عادی است.

ترکمنستاندولت اوباما مانند همتای سابقش بوش، روابط بسیار نزدیکی با ترکمنستان دارد. ترکمنستان بزرگترین ذخایر گاز کشف شده جهان را دارد. آمریکا تدارکات جنگی خود را از طریق ترکمنستان به افغانستان ارسال میکند. ترکمنستان 2 میلیون دلار کمک نظامی از آمریکا در سال 2010 و 150 هزار دلار نیز در سال 2009 دریافت کرده است.
به نظر میرسد برای مقامات ایالات متحده چندان مهم نیست که ترکمنستان توسط یکی از سرکوبگرترین رژیمهای موجود در آسیای مرکزی اداره میشود. از رژیم ترکمنستان به عنوان رژیم استالینی یاد میشود و طبق گزارش وزارت خارجه آمریکا سابقه دیرینه ای در نقض حقوق بشر دارد.
نقض حقوق بشر و دیگر آزادیها در ترکمنستان در ملاقات کلینتون در سال 2009 از این کشور اهمیت چندانی نداشت.

ازبکستانمانند ترکمنستان، این کشور آسیای مرکزی نیز برای ایالات متحده بسیار مهم است زیرا مرزهای آن با افغانستان و منابع انرژی آن مهم است. "اسلام کریم اف" رئیس جمهور ازبکستان از سال 1991 حکومت میکند و در سال 2000 با سرکوب گسترده مخالفان با 92 درصد آرا و در سال 2007 با 88 درصد آرا برای چندمین بار به ریاست جمهوری انتخاب شد. دولت بوش مدتی کریم اف را به خاطر نقض فاحش حقوق بشر، سرکوب روزنامه نگاران، اعدام مخالفان و.. تحریم کرد اما پس از مدتی همه آنها را لغو کرد.
 دولت اوباما نیز در حال مستحکم تر کردن روابط خود با ازبکستان میباشد.

گینه استوایی"تئودور اوبیانگ گومئا امباسوگو" از زمان کودتا در سال 1979 بر این کشور حکومت میکند. در اوایل دهه 1990 شرکتهای آمریکایی ذخایر بزرگ نفتی را در آنجا کشف کردند که متعلق به کشور آفریقای غربی بود. دولت بوش تلاش زیادی برای برقراری روابط نزدیک با دولت گینه کرد و چندین بار با رئیس جمهور گینه ملاقات کرد.
طبق گزارش دیده بان حقوق بشر، گینه استوایی در لجن زاری از فساد، رشوه، فقر و سرکوب تحت رهبری اوبیانگ غرق است و دولت مرتبا مخالفان را سرکوب و بازداشت میکند. درآمدهای نفتی نیز میان خانواده رئیس جمهور و پسرش تقسیم میشود.
دولت اوباما نیز سیاستهای بوش را تغییر نداد و با گینه روابط نزدیکی برقرار کرد.
همانطور که در بالا ذکر شد این لیست جامعی از دیکتاتورهایی که ایالات متحده از آنها حمایت میکند نیست. "مرکز شفاف سازی عمومی" پروژه گسترده ای را در زمینه کمکهای نظامی آمریکا در سراسر جهان در چند سال پیش انجام داد اما بیشتر بخشهای آن تا کنون آشکار نشده است.


نویسنده : ساحل - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس بر پیگیری و جدیت دستگاه قضا برای دستگیری و محاکمه مهدی هاشمی اذعان کرد.

محمدتقی رهبر نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی در گفتگو بیی ضمن تأکید بر لزوم دستگیری و مجازات سران فتنه و همچنین افرادی چون مهدی هاشمی اظهار داشت: قوه قضاییه بر طبق مقررات و در حیطه وظایف خود پرونده مربوط به تخلفات مهدی هاشمی را پیگیری کرده و اقدامات لازم را انجام خواهد داد.

عضو کمیسیون قضایی و حقوقی تصریح کرد: دستگاه قضا در چارچوب مصالح نظام و مصالح جامعه دستگیری و محاکمه مهدی هاشمی را با جدیت دنبال می کند.
وی همچنین به درخواست نمایندگان برای دستگیری و محاکمه سران فتنه اشاره و تأکید کرد.


نویسنده : ساحل - ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


سید مرتضی حسینی مجری مسابقات و برنامه‌های تلویزیونی و برادر سید محمد حسینی مجری سابق صدا و سیما به تازگی در گفتگویی اقدام برادرش در مصاحبه با صدای آمریکا را اقدامی نادرست قلمداد کرد. بخش‌هایی از گفته‌های حسینی را به نقل از بولتن نیوز می‌خوانید:

کار نادرست برادر
متاسفانه در این چند روز اخبار مصاحبه برادرم را با شبکه VOA از برخی از دوستانم شنیده اما هنوز نتوانسته‌ام با برادرم ارتباطی برقرار کنم و دلیل این کار را از او بخواهم. وی مدت زیادی است که هیچ‌گونه تماس و ارتباطی با خانواده و دوستان خود در ایران نداشته است و همه ما نگران دام این شبکه‌ها برای او هستیم.
 
ما مخالف بودیم

متاسفانه خانواده و شخص من مخالف رفتن وی به خارج از ایران بودیم؛ چرا که می‌دانستیم آنها از یک مجری برنامه‌های تلویزیونی تنها صرف کار مجری‌گری انتظار ندارند و قطعا او را وارد مسائل سیاسی و حاشیه‌ای می‌کنند. البته او مدتی را در دبی صرفا به کار اقتصادی مشغول بود ولی نمی‌دانم چه طور سر از این شبکه‌ها درآورده است.
 
مجریان صداوسیما از معتقدترین آدم‌ها هستند
صدا و سیمای جمهوری اسلامی یکی از پاک‌ترین نهادها و سازمان‌های کشور است که افراد مومن و متعهد زیادی در آن فعالیت می‌کنند که در یک فضای صمیمی و به دور از هرگونه سیاست‌زدگی به خدمت‌رسانی به مردم مشغول هستند. مجریان صدا و سیما هم مثل دیگر کارکنان این سازمان از معتقد‌ترین افراد به آرمان‌های نظام هستند و حاضر نیستند یک وجب از خاک کشورشان را با میلیون‌ها تومان پول عوض کنند و اینکه هرکس چه برادر بنده و یا هر کس دیگر بخواهد در هر جای دنیا با اظهاراتی سطحی این مسائل را زیر سوال ببرد قطعا از دایره انصاف و عدالت خارج شده است.

صداقت را در نظر بگیرید
باید همه ما صداقت را به عنوان یک اصل جدی در زندگی خود قرار دهیم و یادمان نرود که چه کسانی باعث شهرت و محبوبیت ما می‌شوند و اگر روزی مردم از ما روی برگردانند دیگر آن روز روز پایان عمر حرفه‌ای ماست. پس نباید برای دلخوشی یک عده سودجو و منفعت‌طلب که پیوسته در فکر ضربه زدن به نظامی هستند که افتخارش پیروی از ائمه اطهار (ع) است، قدمی برداریم.


نویسنده : ساحل - ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۳
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


برگی دیگر از یک دروغ ۳۰ ساله! سی سال است که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی می‌شود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است! اما رجوع به اصل سخنان امام در بهشت زهرا نشان می‌دهد که اصلا و ابدا چنین وعده‌ای در سخنرانی امام خمینی وجود ندارد و در حقیقت این مساله مربوط است به سخنرانی ایشان در ۱۲ اسفند سال ۵۷ و در مدرسه فیضیه. البته برای دشمنان امام فرقی نمی‌کند که این سخنرانی مربوط به ۱۲ بهمن باشد یا ۱۲ اسفند. آنها با استناد به این سخنرانی و عدم تحقق چنین وعده‌ای، می‌خواهند اینگونه وانمود بکنند که امام خمینی و یا انقلاب، مردم را فریب داده‌اند و یا با چنین وعده‌هایی انقلاب را پیش برده‌ا‌ند و یا اینکه این قبیل وعده‌ها فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و به دور از واقعیت بوده است! متاسفانه در نوشته‌های ضدانقلاب انواع و اقسام توهین و اهانت و فحاشی را علیه امام می‌بینیم. در مقابل، دوستان امام و انقلاب و حتی برخی مسئولان رسمی کشور هم گاهی ضمن تایید این مساله، به زعم خود سعی کرده‌اند با توجیهات مختلف از امام و انقلاب دفاع کنند! گویا اینها هم باور کرده‌اند که امام چنین وعده‌ای را به مردم داده است! مثلا آقای علیرضا محجوب نماینده مجلس گفته است:«حضرت امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی اعلام کردند آب و برق برای مردم رایگان است، اما پس از آن کارشناسان اعلام کردند که اجرای این موضوع تنها برای افراد کف جامعه امکانپذیر است.» این اظهارات موافق و مخالف در حالی صورت می‌گیرد که مراجعه به اسناد انقلاب و آرشیو مطبوعات آن روز، نشان می‌دهد که شخص دیگری غیر از امام برای اولین بار این وعده را به مردم داده است! در حقیقت مطلب امروز من هم افشای این دروغ سی ساله و بیان یک واقعیت پنهان است. ابتدا به عبارت امام توجه کنید: «علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را میخواهیم مرفه کنیم. شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را اینها بردند. دلخوش نباشید که تنها مسکن میسازیم ، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدهیم. شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند ‌که خیال کردید همه چیز ‌این ‌است.» همان طوری که اشاره شد این سخنرانی مربوط است به روز شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۵۷. از این عبارات مشخص می‌شود که حتما شخصی غیر از امام این دلخوشی مادی را برای مردم به وجود آورده است! با مرور اخبار روزهای قبل از سخنرانی امام، این شخص نامعلوم و این حقیقت پنهان مشخص می‌شود. کیهان ۸ اسفند ۱۳۵۷ / سخنگوی دولت : «برای کم در آمدها؛ آب و برق مجانی می‌شود!» سخنگوی دولت کسی نیست جز آقای عباس امیرانتظام! به عبارت دیگر لایحه‌ی آب و برق مجانی را اولین بار دولت موقت مهندس بازرگان تصویب کرد و وعده‌ی آنرا هم به مردم داد و امام خمینی چند روز بعد، این وعده‌ی دولت موقت را تصحیح و تکمیل کردند!

در حقیقت امام به خاطر این که مبادا این قبیل وعده‌های دولتی، انقلاب اسلامی را به انقلابی صرفا مادی و با اهدافی مادی تبدیل کند، مصوبه دولت موقت را اینچنین تصحیح می‌کند که دلخوش به این نباشید که آب و برق مجانی می‌شود! امام بزرگوار ما توضیح می‌دهد که انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه وظیفه دارد به فکر رفاه مادی مردم باشد، دنبال رفاه و سعادت معنوی آدمها هم هست. چرا که انقلاب اسلامی بیشتر از آنکه مادی باشد، انقلابی معنوی برای گستتن بندهای اسارت و بردگی ناشی از استبداد و استعمار و استحمار بود. پس در سخنان امام خمینی وعده‌ای وجود ندارد. ایشان با توجه به احتمال تغییر ذائقه مردم و تحریف معنا و مفهوم و آرمان انقلاب، هدف اصلی انقلاب را برای مردم و شاید هم برای دولت موقت تبیین ‌کردند. فراموش نکنیم که دولت مهندس بازرگان و اعضای کابینه و شخص آن مرحوم، خودشان را آدم‌هایی متخصص و روشنفکر می‌دانستند که توانایی حل مشکلات مردم را دارند. آنها گاهی به صراحت و گاهی هم با ایما و اشاره، روحانیون و رهبران انقلاب را به سنتی بودن و بی‌سواد بودن متهم می‌کردند! به هرحال خوب یا بد، جدای از اینکه موافق این وعده باشیم یا مخالف آن و اصلا هر تفسیری که برای وعده آب و برق مجانی داشته باشیم، این دولت بازرگان بود که اولین بار این لایحه را تصویب کرد و خبر این وعده‌ی تاریخی را هم شخص آقای امیرانتظام یعنی سخنگوی دولت موقت و معاون نخست وزیر وقت در اختیار مطبوعات قرار داد! پس اگر به زعم ضدانقلاب، وعده‌ی دروغی داده شده و یا وعده‌ای غیرکارشناسی به مردم داده شده، چرا کسی از بازرگان و دولت موقت اسم نمی‌برد؟! عدم اشاره ضدانقلاب و حتی دوستان انقلاب در سی سال گذشته به این حقیقت مهم و پنهان، جالب و عجیب است. اگر عبارت «آب و برق مجانی» را در اینترنت جستجو کنید، صدها و شاید هزاران سایت و وبلاگ و کلیپ و فیلم اهانت آمیز علیه امام خمینی پیدا می‌کنید که همه آنها بدون کمترین اشاره‌ای به این مصوبه دولت بازرگان، فقط و فقط به امام خمینی اهانت می‌کنند! اما کسی نمی‌گوید که سخنان امام، در حقیقت اشاره به وعده دولت بازرگان بوده است! امروز که به مدد آرشیو کیهان، مشخص شده است اولین بار این وعده را دولت موقت به نخست وزیری مهندس بازرگان به مردم داده و خبر آن را هم شخص عباس امیرانتظام در اختیار مطبوعات قرار داده، آیا دروغگویان و هتاکان، به این حقیقت اعتراف می‌کنند؟ البته احتمالا، حالا که همه چیز ثابت شده، باز هم باید منتظر سوالات و شبهات جدید باشیم! ماجرای گاو بنی اسرائیل را که یادتان هست؟!

ماجرای وعده آب و برق مجانی در اول انقلاب!

نویسنده : ساحل - ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۳
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


وآن کول استاد دانشگاه میشیگان امریکا با مقایسه به تحولات اخیر ایران ،مصر و تونس، جریان فتنه 88 را جنبشی غیر اسلامی و محکوم به شکست دانست.

یوآن کول در مقاله ای در مجله امریکایی پروگرسیو نوشت: مقایسه تحولات مصر و تونس با اغتشاشات اخیر فتنه 88 در ایران غیر مردمی بودن این جریان را اثبات می کند.

وی افزود: قیام مردم تونس قیامی مردمی و کاملا اسلامی است حال آنکه جریان فتنه را شماری افراطی و بدون اساس دینی به راه انداخته بودند.

به گفته کول این جریان به دست افرادی خاص و با اهدافی اغتشاش آمیز بوجود آمد و نهایتا شکست خورد چون هدفی صلح آمیز نداشت و برخواسته از دل مردم نبود.

این پروفسور امریکایی، جریان فتنه را جریانی دانست که اگر در هر کشور یا هر موقعیت زمانی تشکیل می شد شکست خورده بود.

وی شکست جریان فتنه را پیروزی عظیم دیگری برای ایرانیان دانست.


نویسنده : ساحل - ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۳
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


به گزارش  رویترز،بدنبال حضور بیشمار مردم مخالف با دولت حسنی مبارک،رییس جمهور تحت حمایت آمریکا در سخنانی  که پایان تحقیر آمیزی را داشت اعلام کرد؛ پیش از انتخابات در پاییز سال جاری از قدرت کناره گیری می کند.

بر اساس این گزارش،مبارک در نطق تلویزیونی اعلام داشت:صادقانه می گویم که قصد نداشتم برای انتخابات آینده شرکت کنم زیرا من پیشتر وقت زیادی را در این راه گذاشته بودم.

به گزارش رویترز،مبارک از آمادگی خود برای انتقال دولت به رییس جمهور بعدی خبر داد.این در حالی است که دولت اوباما از طریق نماینده ویژه خود که به قاهره اعزام داشته به مبارک سفارش نموده است دیگر در انتخابات بعدی شرکت نجوید.

این منبع خبری می نویسد:بعد از این نطق تلویزیونی برخی تظاهر کنندگان فریاد می زدند که مبارک در حال ترک کشور است.
یکی از این تظاهر کنندگان گفت:ما تنها یک شرط داریم و این است:"مبارک ما را رها کن"


نویسنده : ساحل - ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۳
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران سیاسی ، سقوط حکومت دیکتاتوری حسنی مبارک در مصر ، بیش از هر چیز دیگری موقعیت رژیم صهیونیستی را به مخاطره خواهد افکند. تحولات روزهای اخیر ، صهیونیست ها را به گونه ای نگران ساخته که به صراحت تاکید می کنند ، بین دمکراسی و دیکتاتوری مبارک ، آن ها گزینه دوم را به نفع خود می دانند. قطعا" با سقوط حکومت خودکامه و وابسته مبارک که مهمترین ستون سازش اعراب با اسرائیل بود ، معادلات سیاسی خاورمیانه با شدت هر چه تمام تر به ضرر رژیم تل آویو تغییر خواهد کرد.
به دلیل اهمیت تحولات مصر برای صهیونیست ها ، قطعا" آن ها با دغدغه بیشتری نسبت به دیگران ، این تحولات را رصد و سمت و سوی آن را می فهمند. آن چه امروز نخست وزیر رژیم صهیونیستی درباره تحولات مصر بر زبان آورد بیانگر آن است که دریافت این رژیم از جنس روند سیاسی و نهضت مردم مصر ، روندی مشابه انقلاب اسلامی ایران است. قطعا" اگر براساس رصد میدانی صهیونیست ها ، ماهیت نهضت مردم مصر چیزی غیر از این بود و به عنوان مثال ماهیتی صرفا" دمکراسی خواهانه یا لیبرال منشانه داشت ، صهیونیست ها این گونه نگران نمی شدند که سران آن به صراحت از نگرانی خود مبنی بر تکرار انقلاب اسلامی ایران در مصر سخن بر زبان آورده و تاکید نمایند که دیکتاتوری مبارک ، برای آن ها بهتر از دمکراسی در مصر است.
اما در این خصوص اظهارات قابل ترحم برخی سران فتنه اسرائیل پسند سال 88 خواندنی است که تلاش می کنند رخدادهای مصر را با اغتشاشات بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران مطابقت دهند.فتنه سال 88 در ایران صراحتا" مورد تایید سران آمریکا و اسرائیل قرار گرفت و به طور مشخص برخی شعارهای مشهور این فتنه نظیر شعار نه غزه ، نه لبنان با خط دهی سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی مطرح گردید. سران صهیونیسم نیز بارها اعلام کرده اند که امید زیادی به عناصری چون میرحسین موسوی و کروبی برای تغییر در ایران دارند.گزارش نماینده محمود به عباس به صهیونیست ها مبنی بر دادن کمک 50 میلیون دلاری به میرحسین موسوی هم به خوبی ثابت کرد که فتنه گران ایرانی نزد کدام جریان منطقه ای محبوبیت دارند!
به طور طبیعی اگر سویه تحولات مصر ، با فتنه 88 در ایران مطابقت داشت ، علی القاعده این رخدادها می بایست مورد حمایت آمریکا و اسرائیل قرار می گرفت.اما نگاهی گذرا به مواضع محافل سیاسی و رسانه ای غرب و سران واشنگتن و تل آویو به خوبی بیانگر آن است که آن ها از قیام عظیم ملت مصر به دلیل نزدیکی آن به ماهیت انقلاب اسلامی ایران به شدت نگرانند و البته این نگرانی نیز پر بیراه نیست.آنچه در مصر می گذرد بیش از آن که جوشش خشم علیه ملعبه ای به نام مبارک باشد ، آتشفشان عزت و حمیت ملتی مسلمان است که ده ها سال است می خواهد داغ ننگ سازشکاری با صهیونیست ها را از پیشانی خود بزداید اما دیکتاتوری مورد حمایت غرب و اسرائیل چنین اجازه ای را به او نمی داد.ملت مصر ، نخستین ملتی است که در برابر رژیم صهیونیستی قد برافراشت و در مقطعی برای ملی کردن کانال سوئز ، همزمان با سه رژیم آمریکا ، انگلیس و صهیونیست ها وارد جنگ شد. در نبرد رمضان نیز رسما" با رژیم صهیونیستی درگیر شد اما با خیانت انور سادات و امضای پیمان سازش کمپ دیوید ، ننگ سازش دامان ملت بزرگ مصر را گرفت.

هر چند صفیر گلوله های شهید خالد اسلامبولی تا حدودی این ننگ را پاک کرد اما حکومت حسنی مبارک با حمایت آمریکا و صهیونیست ها بساط دیکتاتوری مخوفی را در مصر به راه انداخت که تا سالیان متمادی ، ملت بزرگ مصر نتوانست آن گونه که باید و شاید نقش خود را در جهان اسلام و یاری ملت فلسطین ایفا نماید. اکنون با آغاز نهضت عظیم کنونی ، مصر آماده ورود به عصر جدیدی برای ایفای نقش سازنده و تاریخی خود در جهان اسلام است تا همچون ایران اسلامی که با وقوع انقلاب از جرگه سرسپردگان غرب و حامیان اسرائیل خارج و به پرچمدار حمایت از ملت فلسطین تبدیل گردید ، مصر اسلامی نیز به حلقه ای از حلقات جبهه مقاومت در جهان اسلام تبدیل شود.


نویسنده : ساحل - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۳
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


ر حالی که خیزش بزرگ ملت های مسلمان خاورمیانه ، تغییر رژیم های هم پیمان غرب و عضو جبهه سازش با رژیم صهیونیستی را هدف قرار داده است ، برخی رسانه های غربی و منطقه ای حامی صهیونیست ها درصددند ، این خیزش های مردمی را به کشورهای عضو جبهه مقاومت در برابر رژیم نامشروع تل آویو نظیر سوریه تعمیم دهند.
در همین خصوص ، خبرگزاری آمریکایی یونایتد پرس همزمان با پوشش تظاهرات میلیونی امروز مردم مصر ، طی مقاله ای با عنوان «آیا سوریه هدف بعدی اصلاحات است؟» تلاش نموده تا بین رژیم وابسته حسنی مبارک و دولت سوریه ارتباط برقرار نموده و هر دو را در مسیر اعتراض مردمی یکسان جلوه دهد.
رادیو فردا وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا نیز با ارائه یک نظر سنجی که خود بر غیر علمی بودن آن تاکید نموده ، برای دادن آدرس عوضی درباره ماهیت ضدغربی و ضداسرائیلی تحولات اخیر خاورمیانه ،از مخاطبان خود سئوال کرده است: «پس از تظاهرات دست کم صدها هزار معترض در مصر، اپوزیسیون سوریه نیز قصد دارد روز شنبه «علیه فقر، سرکوب و فساد دولتی» در دمشق راهپیمایی کند؟ آیا فکر می‌کنید سوریه پتانسیل تغییرات اساسی را دارد؟»!
در همین رابطه سایت شبکه العربیه(که به دلیل مواضع اسرائیل پسند در جهان اسلام به العبریه مشهور شده است) با قرار دادن مصاحبه بشار اسد بین اخبار تحولات امروز مصر و راهپیمایی میلیوینی مردم قاهره ، تلاش کرد تا این گونه القا نماید که هدف بعدی اعتراضات مردمی ، کشور سوریه است. بشار اسد در این مصاحبه با تاکید بر این که سوریه ، مصر و تونس نیست ، خیزش جدید در خاورمیانه را برگرفته از الگوی انقلاب اسلامی ایران عنوان کرده است.

گفتنی است طی هفته های اخیر به رغم تلاش فراوان آمریکا و هم پیمانان سازشکار منطقه ای آن بویژه مصر و عربستان برای شوراندن مردم لبنان علیه همسایه خود سوریه ، دولت ضدسوری سعد حریری چند ماه بیشتر توان ادامه حیات نیافت و چندی پیش در یک فرآیند دمکراتیک این دولت از صحنه سیاسی لبنان کنار رفت و معادله در مجلس لبنان به نفع جریان نزدیک به حزب الله و سوریه تغییر یافت. پس از این تغییر معدله دمکراتیک ، برخی رسانه های غربگرا نظیر العربیه تلاش کردند تا به زعم خود در لبنان یک حرکت اعتراضی مردمی راه اندازی کنند اما این جرکت اغتشاش گونه با کمترین استقبال از جانب مردم لبنان مواجه شد و حتی سعد حریری نیز مجبور شد از آن اعلام برائت کند.
به نظر می رسد با توجه به احساس خطری که غرب و اسرائیل از تعمیم نهضت عظیم اسلامی از تونس و مصر به سایر همپیمانان آن ها نظیر عربستان ، یمن و بحرین ، می کنند ؛ رسانه های وابسته به آن ها قصد دارند با دادن آدرس عوضی ، ضمن تحریف ماهیت این خیزش اسلامی در منطقه خاورمیانه ، کانال های انحرافی در مسیر این سیل خروشان ضدغربی و ضدصهیونیستی ایجاد کنند.


نویسنده : ساحل - ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۳
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


خبر کمک 50 میلیون دلاری رئیس سازشکار تشکیلات خودگردان به میرحسین موسوی در حالی منتشر شد که پیش‌تر‌ نیز اظهار نظر‌های فراوانی از سوی مقامات مختلف در خصوص دریافت کمک مالی از سوی ستاد ‌ موسوی شده بود؛ کمک‌هایی که غالب آنها از سوی حکومت‌های عرب منطقه به ستاد موسوی اعطا شده بود و علاوه بر این کمک‌ها، دولت‌های عرب منطقه واسطه بسیار خوبی برای رساندن این کمک‌ها به جریان مخالف نظام بودند.

کمک‌های مستقیم
طرح موضوع کمک 50 میلیون دلاری ابومازن برای راه‌اندازی یک شبکه رادیویی برای تبلیغات به نفع میرحسین موسوی و جریان مخالف نظام در حالی است که قرار‌گیری این موضوع در کنار سایر اتهامات مالی مطرح شده علیه این جریان، نظیر دریافت کمک یک میلیارد دلاری از عربستان سعودی توسط جریان‌های وابسته، راهی جز تکذیب زبانی از جانب موسوی باقی نگذاشته است، البته این موضوعات، تنها اتهامات مالی این جریان نیست، چراکه قبل‌تر ‌ نیز گزارش‌های مختلفی از دریافت کمک‌های مالی توسط افراد وابسته به جریان فتنه از کشورهای حاشیه خلیج فارس منتشر شده تا پرونده این جریان در رابطه با فساد مالی بیش از پیش قطور شود، حتی حمید رسایی نماینده مجلس نیز در زمان انتشار خبر کمک یک میلیارد دلاری سعودی‌ها به سران فتنه، پا را فراتر از این می‌گذارد و به صراحت می‌گوید: آنها در دوران حاکمیت خود بر دستگاه اجرایی کشور مراودات بسیاری با بیگانگان داشتند و از آنان کمک‌های مالی بسیاری دریافت کردند که بیش از مبلغی است که اکنون صدایش درآمده است.
تمامی اینها در حالی است که حدود هشت سال قبل هم آیت‌الله مصباح یزدی اعلام کرده بود که چمدان‌های دلار از طرف استکبار در اختیار تجدیدنظرطلبان قرار گرفته است که البته در آن مقطع انتقادات زیادی از سوی این جریان علیه سخنان آیت‌‌الله مصباح یزدی صورت گرفت، بنابراین قرار‌گیری این موضوعات در کنار سایر اقدامات جریان‌های وابسته به فتنه‌گران که در طول سال‌های مختلف، در قالب‌های مختلف و از نهادهای مختلف‌ (NGO‌های خارجی) کمک‌های مالی دریافت کرده بودند ‌ و خواسته یا ناخواسته در راستای اهداف براندازانه دشمنان نظام هزینه کرده بودند، می‌تواند سخن چندی پیش وزیر اطلاعات در خصوص هزینه 17 میلیارد و 700 میلیون دلاری دشمنان برای براندازی نظام جمهوری اسلامی را تأیید کند. حیدر مصلحی حدود یک ماه پیش در سالروز حماسه نهم دی گفته بود که دشمنان نظام در طول این سال‌ها حدود 17 میلیارد و 700 میلیون دلار علیه کشورمان هزینه کرده‌اند، البته این کمک موضوعی نیست که فقط در جریان انتخابات و فتنه صورت گرفته باشد، بلکه از گذشته سابقه دارد و حرکت‌هایی از گذشته دنبال می‌شد که می‌خواستند در انتخابات نتیجه آن را بگیرند.

کمک‌های غیرمستقیم
اعتراف به ارائه کمک‌های مالی مستقیم به فتنه‌گران توسط مؤسسات به ظاهر غیرانتفاعی فعال در عرصه جنگ نرم در حالی صورت می‌گیرد که پیش از این نیز دولت امریکا کمک‌هایی را نیز به رسانه‌ها و سایت‌های ضد ایرانی خارج از کشور ارائه و مشخصاً تلاش کرد نقش غیرمستقیمی را در خصوص مسائل داخلی ایران ایفا کند؛ موضوعی که قرار بود به صورت محرمانه پیگیری شود اما با شکست‌های پی در پی این طراحی‌ها و حضور یکپارچه مردم در صحنه‌های دفاع از نظام و حاکمیت حالتی علنی و بی‌پروا به خود گرفت. در حال حاضر دولت امریکا کمک‌های مستقیمی را به رادیو فردا و تلویزیون صدای امریکا کرده و در کنار اینها، هیلاری کلینتون دلارهای گزافی را نیز به سایت‌های توئیتر و فیس‌بوک که محبوبیت زیادی بین ایرانیان دارند، ارائه کرده است، البته این موضوع را باید در کنار هزینه‌های انگلیس و اسرائیل برای رسانه‌های فعال علیه ایران قرار داد. اما این پایان بخش هزینه‌های بی‌شائبه امریکاییان علیه ایران نیست چراکه این دولت علاوه بر کمک به نهادهای فعال در عرصه جنگ نرم و همچنین فتنه‌گران داخلی ایران، کمک‌های سخاوتمندانه‌ای را نیز به تروریست‌های فعال علیه کشورمان نظیر جندالشیطان، مجاهدین خلق و پژاک کرده که اعترافات عبدالمالک ریگی نیز بخشی از این سناریو را افشا کرد. در مجموع با بررسی این شرایط می‌توان این مطلب را به خوبی درک کرد که امریکا مدت‌هاست تلاش می‌کند با کمک دلارهای خود نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کند... دلارهایی که کوهی از آنان در مقابل اراده ایرانیان ناتوان است.


نویسنده : ساحل - ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۳
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


چندی پیش یکی از سرکردگان گروهک تروریستی پژاک در سخنانی در جمع تعدادی از اعضای این گروهک تروریستی در خصوص ادامه همکاری های پژاک با سران فرقه سبز اعلام نموده که خودتان را آماده نمایید تا در آینده ای نزدیک باید برای کمک به رهبران جنبش سبز وارد عمل شویم.

وی که در خصوص نوع این اقدام توضیحات بیشتری نداد در ادامه افزود: قطعاً این اقدام در زنده نمودن جنبش سبز و اغتشاشات تأثیر گذار خواهد بود.

همچنین نامبرده افزود: ما طی توافقی که با رهبران جنبش سبز داشتیم برنامه مفصلی برای اجرای اغتشاشات و خرابکاری پس از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها داشتیم ولی به علت عدم بوجود آمدن هیچگونه اعتراض و ناآرامی نتوانستیم طرح های خود را پیاده نماییم و منتظر هستیم تا فرصت جدیدی بوجود بیاید تا بتوانیم به جنبش سبز کمک نماییم که این فرصت نزدیک می باشد.


نویسنده : ساحل - ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٠
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


رضا رحیمی دبیر شورای صنفی خوابگاه‌های دانشگاه تهران برگزاری اردوی تشکیلاتی را حق تمام تشکل‌های دانشجویی دانست و اظهار داشت: تشکل‌های دانشجویی باید برای تقویت اتحاد و کارآیی خود نسبت به برگزاری چنین اردوهایی اقدام کنند.

وی افزود: بنده به عنوان دبیر شورای صنفی خوابگاه‌های دانشگاه تهران درخواست برگزاری اردوی اعضای این شورا را همانند سایر تشکل‌ها دانشجویی دانشگاه تهران، در تابستان سال جاری به ملاباشی معاون دانشجویی وزیر علوم ارائه کرده بودم که با موافقت وی و سایر مسئولان دانشگاه تهران روبرو شد.

دبیر شورای صنفی خوابگاه‌های دانشگاه تهران در ادامه با بیان اینکه اعضای شورای صنفی خوابگاه‌های دانشگاه تهران در ماه‌های جاری توانسته‌اند ماهیانه 30 تا 40 میلیون تومان صرفا در بخش سرویس‌های ایاب و ذهاب صرفه‌جویی کنند، گفت: اگر مجموع این صرفه‌جویی‌های ماهیانه را در یک سال حساب کنیم، به 300 میلیون تومان هم می‌رسد، حال آنکه اردوی تشکیلاتی شورای صنفی خوابگاه‌های دانشگاه تهران با هدف تصویب اساسنامه سازمان مشارکتی نظارتی دانشجویان(سمند) تنها با هزینه 3 میلیون و 500 هزار تومان برگزار شده است.

رحیمی در ادامه با بیان اینکه همین صرفه‌جویی ماهانه 40 میلیون تومانی از پول بیت‌المال توسط اعضای شورای صنفی سبب شد تا به دستور رئیس دانشگاه تهران مورد تقدیر شایسته قرار بگیریم، خاطرنشان کرد: در همین زمینه برگزاری اردوی مشهد از سوی مدیریت خوابگاه‌های دانشگاه تهران به ماپیشنهاد شد که با استناد به اینکه سفر مشهد را بارها تجربه کرده‌ایم، خواستار انجام هماهنگی‌های لازم جهت سفر به پردیس کیش دانشگاه تهران شدیم.

وی با بیان اینکه درخواست اردوی تشکیلاتی این شورا با موافقت ریاست دانشگاه، مدیرکل حراست دانشگاه و مدیرکل امور خوابگاه‌ها روبرو شد، تصریح کرد: این اردو با همراهی مدیر حراست خوابگاه‌ها و معاونت دانشجویی خوابگاه‌ها با هدف تصویب پیش‌نویس اساسنامه سازمان مشارکتی نظارتی دانشجویان(سمند) با هزینه‌ای حدود 3 میلیون و 500 هزار تومان در کیش برگزار شد.

وی در پایان اظهار داشت: هدف همه ما دانشجویان فعال در زمینه‌های مختلف رشد و تعالی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است و در این مسیر اختلاف و تنش معنا ندارد.

اوایل ماه جاری اعضای شورای صنفی کوی دانشگاه تهران با هماهنگی مسئولان کوی دانشگاه و به صورت مختلط عازم جزیره کیش ‌شدند.


نویسنده : ساحل - ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٠
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


یکی از بانک های خصوصی کشور که ابتدا به صورت موسسه مالی اعتباری فعالیت خود را آغاز و سپس به بانک تبدیل شده است، لیستی از بدهکاران به این بانک را تهیه کرده است.

متولّیان رسیدگی به پرونده معوقات این بانک می گویند یکی از بدهکاران آن، یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ بوده که حدود ۶ میلیارد تومان بابت هزینه‌های تبلیغات در انتخابات ریاست جمهوری نهم از این بانک تسهیلات گرفته که تاکنون اقساط آنها را بازپرداخت نکرده است.

همچنین یکی از اعضای مجمع روحانیون مبارز که قبلا در یکی از نهادهای کشور دارای مسئولیتی مهم بوده نیز، مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان به این بانک بدهکار است.

مسئولان این بانک با نفر اول جلساتی داشته و کاندیدای سابق ریاست جمهوری چندین بار وعده بازپرداخت وام را داده اما تاکنون وعده های خود را عملی نکرده اما نفر دوم نه تنها به درخواست های مکتوب این بانک برای بازپرداخت اقساط توجهی نکرده بلکه از انجام هرگونه جلسه ای در این زمینه نیز سر باز زده است.

گفته می شود مسئولان این بانک که خود را امانتدار مردم نامیده اند، پیگیری های زیادی برای وصول مطالبات از بدهکاران از جمله این دو نفر انجام داده اند که تاکنون به نتیجه نرسیده است.


نویسنده : ساحل - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٠
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


علیرضا مرندی در مورد دیداری که محمد خاتمی با گروهی از نمایندگان اقلیت مجلس داشته و برای بازگشت اصلاح‌طلبان به عرصه سیاسی، گفت: وی با این صحبت‌ها، برنامه قبلی‌ را که زیر سوال بردن صلاحیت و صحت امور نظام است را دنبال می‌کند.

وی با بیان اینکه شرایط برگزاری انتخابات آزاد و سالم در کشور فراهم است، اظهار داشت: در غیر این‌صورت نیز؛ خاتمی و همراهانش در جایگاهی نیستند که اظهار‌نظر‌هایی این چنین انجام دهند و خاتمی باید عاقل باشد و بداند که در چه جایگاهی قرار دارد.

مرندی تصریح کرد: این حرکت آن‌ها در ادامه اقدامات مقابله با نظام است؛ زمانی با اغتشاشات خیابانی این کار را انجام می‌دادند و اکنون که با وجود تحریک و دعوت‌های بسیار کسی به آنها پاسخ نمی‌دهد و بدلیل اینکه اکثر مردم متوجه مقاصد آنها شده‌اند و آن‌ها را از رسیدن به هدفشان ناکام گذاشته‌اند؛ با گفتن چنین حرف‌هایی می‌خواهند زهر خود را به نظام جمهوری اسلامی بپاشند.

نماینده مردم تهران در خانه ملت، بیان داشت: خاتمی با اظهارات اخیری که داشته، پیگیر برنامه‌‌هایی است که از زمان ریاست جمهوری وی ظهور کرد.

وی در مورد این شرط مطرح شده توسط خاتمی که «پایبندی همگان و بخصوص مسئولان به قانون اساسی» را خواستار شده است، گفت: خاتمی و دوستان وی قانون را چه مقدار قبول دارند؟ منظور وی از تبعیت همه از قانون اساسی؛ قانون اساسی مدنظر خودش است چراکه ولایت فقیه یکی از اصل‌های قانون اساسی است که موسوی طی مصاحبه‌ای، ضدیت و برخورد با ولایت فقیه را نشان داد.

مرندی ادامه داد: موسوی در مصاحبه‌ای قبل از انتخابات گفته بود که ما با تظاهرات خیابانی می‌خواهیم رهبری را تحت فشار قرار دهیم تا عقب‌نشینی کند.

وی با بیان اینکه، خاتمی و دوستان وی از ابتدا ذهنیت مقابله با ولی فقیه را داشته اند، تاکید کرد: در صورتی که آن‌ها قانون اساسی را قبول داشتند در این سالها به آن عمل می‌کردند اما هر وقت که توانستند سعی در مواجهه با رهبری را داشتند که بدلیل ریشه قوی اصل ولایت فقیه در قانون اساسی و همچنین در مردم و به خصوص نفوذ شخص آیت‌الله خامنه‌ای در دلهای مردم، بیش از این جرات ادامه اقدامات‌شان را نداشتند.

وزیر بهداشت کابینه هاشمی رفسنجانی، تصریح کرد: خاتمی به خوبی می‌داند این اراده مردم است که از صندوق‌ها خارج می‌شود زیرا در یکی از انتخابات برگزار شده در زمان ریاست جمهوری وی همگان منتظر انتخاب فردی خاص بودند اما اراده ملت، منجر به انتخاب فرد دیگری شد.

مرندی خاطرنشان کرد: دوستان خاتمی در بسیاری از مصاحبه‌ها و یا جلساتی که داشته‌اند و گفته‌های آن‌ها به بیرون درز کرده و یا بعضی از آنها در حضور مقام معظم رهبری، ادعای تقلب در انتخابات را رد کرده‌اند.

وی در ادامه به تبیین اهداف فتنه‌گران پرداخت و گفت: هدف آنها ضدیت با نظام جمهوری اسلامی است که عده‌ای از آن‌ها سعی در خوشحال کردن بیگانگان را دارند و عده‌ای هم می‌خواهند ذهن مردم ولایتمدار را گمراه، مشوش و نسبت به نظام بدبین کنند.

*همراهی با معاندان جمهوری اسلامی تعریف خاتمی از آزادی است

مرندی با بیان اینکه خاتمی در صورت تایید شدن امثال وی توسط شورای نگهبان، شرط بگذارد، تصریح کرد: خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری که کاندید بود با چشم‌پوشی‌های صورت گرفته تائید شد.

وی در مورد آزادی از نظر خاتمی، گفت: اینکه اکنون وی شرط بگذارد و فردا بخواهد افراد ضد ولایت فقیه، ضد نظام، سلطنت‌طلب و منافقین کاندید شوند از نظر آنها آزادی است چراکه طرفداران آنها اینگونه افرادی هستند؛ در صورتی که هیچ کشوری به افرادی که به طور علنی بر ضد نظام آنها عمل می‌کنند اجازه به دست گرفتن امور را نمی‌دهند.

مرندی با بیان اینکه مردم به نظیر این افراد رای نمی‌دهند، تاکید کرد: تمام شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد در کشور فراهم است اما اگر شرایط مطابق میل آنها نیز فراهم شود و افراد ضد نظام هم در انتخابات شرکت کنند؛ مردم به این افراد رای نمی‌دهند اما افراد اصلاح‌طلبی هستند که به اصول و ارزش‌ها اعتقاد دارند که به اصول اعتقاد دارند ولی اسمشان اصلاح‌طلب است.

وی در مورد تاخیر محاکمه سران فتنه، گفت: در اوایل فتنه بی‌صبرانه منتظر رسیدگی به جرائم سران فتنه بودم ولی خواست خدا بود که با گذر زمان، اهداف فتنه‌گران بیشتر برای مردم مشخص شد روز به روز از قدرت آنها کاسته شد تا اینکه به صفر رسید.

نماینده مردم تهران در مجلس، خاطر نشان کرد: اطلاعیه‌های سران فتنه برای این است که بگویند ما هم هستیم اما اگر قرار باشد که آنها به زندان بیفتند؛ چه زندانی از این بالاتر که مردم هیچ ارزشی برای آنها قائل نیستند و از ترس اینکه مردم به آنها توهین کنند از خانه خود بیرون نمی‌آیند.

وی در پایان افزود: هنوز بسیاری از اقداماتی که سران فتنه انجام داده‌اند برای مردم مشخص نشده است که اگر دادگاهی برگزار شود آن‌ها روشن می‌شود.


نویسنده : ساحل - ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٠
نظرات ()    |   لینک ثابت    |  


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo